گمراهى » مىشمرد ، مىفرمايد : « لَقَدْ جَائَكُمْ رَسُولٌ مِنْ انْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ؛ به يقين رسولى از خود شما به سويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است » . « 1 »
در جاى ديگر مىفرمايد : « انْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَانَّ اللَّهَ لَايَهْدي مَنْ يُضِلُّ وَ مَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ ؛ هر قدر بر هدايت آنها حريص باشى ( سودى ندارد چرا كه ) خداوند كسى را ( كه به خاطر اعمال و صفات زشتش ) گمراه ساخته ، هدايت نمىكند و آنها ياورانى نخواهند داشت » . « 2 »
شبيه اين معنى در آيات ديگرى از قرآن مجيد نيز آمده است . « 3 »
البتّه در قرآن مجيد اين واژه در مصاديق منفى آن نيز به كار رفته است .
در روايات اسلامى نيز واژهء « حرص » در موارد زيادى در جايى به كار رفته است كه بار مثبت دارد .
امير مؤمنان على عليه السلام در خطبهء معروف همّام ضمن بيان صفات پرهيزكاران مىفرمايد :
« فَمِنْ عَلَامَةِ احَدِهِمْ انَّكَ تَرى لَهُ قُوَّةً فِى دِينٍ وَ حِرْصاً فِى عِلْمٍ ؛ از نشانههاى آنان ( پرهيزكاران ) قدرت در دين . . . و حرص در كسب دانش است . » « 4 »
در روايات متعدّدى از نشانههاى انسان با ايمان ، حرص در فقه يا حرص در جهاد ، يا حرص در تقوا ذكر شده است . « 5 »
اين سخن را با حديثى از امام باقر عليه السلام پايان مىدهيم : « لَا حِرْصَ كَالْمُنَافِسَةِ فِى الدَّرَجَاتِ ! ؛ حرصى برتر از رقابت با يكديگر در وصول به درجات ( بالا در نزد خدا ) نيست ! » « 6 »
بنابراين حرص مفهوم گستردهاى دارد كه به معنى شدّت علاقه به چيزى و تلاش فوق العاده براى وصول به آن است كه اگر در طريق خير و سعادت باشد ممدوح و هرگاه در طريق دنياپرستى باشد مذموم است ، ولى غالباً اين واژه بار منفى دارد .
* * *
هامش
( 1 ) - توبه ، 128 .
( 2 ) - نحل ، 37 .
( 3 ) - يوسف ، 103 ؛ نساء ، 129 .
( 4 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 193 .
( 5 ) - بحار الانوار ، جلد 64 ، صفحهء 271 ، حديث 3 و صفحهء 294 ، حديث 18 .
( 6 ) - ميزان الحكمه ، جلد 1 ، صفحهء 589 ، حديث 3646 .