در برابر « منافع شخصى » قرار گرفت ، عقبنشينى مىكند !
نكته
آنچه در بالا دربارهء پشتوانهء اخلاق از نظر ايمان به مبدأ و معاد گفته شد به اين معنى نيست كه نقش « عقل فطرى » را در عمق بخشيدن به مسائل اخلاقى انكار كنيم ، چرا كه بىشك وجدان انسان كه در واقع نمايندهء خدا در درون جان بشر است ، نيز تأثير بسزايى در تحكيم مبانى اخلاق دارد مشروط بر اين كه با نيروى ايمان تلفيق گردد ، و از حجاب سودپرستى و هواى نفس رهايى يابد .
در قرآن مجيد نيز بارها روى اين مسأله تكيه شده است ؛ در آيهء 100 سورهء « يونس » مىخوانيم « وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لايَعْقِلُونَ ؛ خداوند پليدى ( گناه ) را بر كسانى قرار مىدهد كه تعقّل نمىكنند و نمىانديشند ! »
و در آيهء 22 « انفال » مىفرمايد : « انَّ شَرَّ الدَّوابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لايَعْقِلُونَ ؛ بدترين جنبندگان نزد خدا افراد كر و لالى هستند كه تعقّل نمىكنند ( نه صداى حق را مىشنوند ، نه به حق سخن مىگويند ) ! »
و دربارهء كسانى كه نماز را به سخريّه مىگرفتند ، در آيهء 58 سورهء « مائده » مىفرمايد :
« اتَّخَذُوها هُزُواً وَلَعِباً ذلِكَ بِانَّهُمْ قَوْمٌ لايَعْقِلُونَ ؛ آنها نماز را به سخريّه گرفتند ، به خاطر اين كه تعقّل نمىكنند ! »
با توضيحاتى كه در بالا داده شد ، ديدگاه قرآن مجيد در مسائل اخلاقى بطور خلاصه روشن گرديد .
* * *