به اين ترتيب ، ايمان به جهان ديگر سبب كارهاى اخلاقى مهمّى مانند باقى گذاشتن صدقات جاريه و آثار علمى مفيد ، و فرزندان صالح مىشود ، در حالى كه اين امور در مكتب سودپرستان مادّى هيچ كدام مفهوم درستى ندارد .
مرحوم شهيد « مطهّرى » در كتاب « فلسفهء اخلاق » خود ، بعد از آن كه خودپرستى را به سه شاخه تقسيم مىكند ( خودى خود ، خودى خانواده و خودى ملّى ) و همهء اينها را نوعى خودپرستى كه تضاد با اخلاق دارد مىشمرد ، سخنى از « گوستاولوبون » در كتاب معروفش « تمدّن اسلام و عرب » ، با تلخيص نقل مىكند كه براى تكميل اين بحث مفيد است .
او دربارهء اين كه چرا ملل مشرق زمين از تمدّن غرب آن طور كه بايد استقبال نمىكنند ، عللى ذكر مىكند : نخست اين كه آنها آمادگى براى اين كار ندارند ؛ دوم اين كه زندگى ما با وضع زندگى آنها متفاوت است ، زندگى آنها ساده است و ما نيازهاى مصنوعى براى خود درست كردهايم ، سپس مىافزايد كه به نظر مىرسد ما اين را كتمان مىكنيم كه طرز رفتار ظالمانهاى كه ملل غرب نسبت به آنها روا داشتهاند ( عامل مهمّ ديگرى است ) .
پس از آن ، اشاره به مظالمى كه غربيها در آمريكا ، اقيانوسيه و چين و هند كردهاند مىكند ، مخصوصاً روى داستان جنگ معروف به « جنگ ترياك » تكيه مىكند كه انگليسيها براى اين كه به مردم چين مسلّط شوند تصميم گرفتند ترياك را بر آنها مسلّط كنند ، تا قدرت مقاومت آنها درهم بشكند ، چينىها متوجّه شدند كه دشمن چه بلايى مىخواهد بر سر آنها بياورد ، قيام كردند و خود را آمادهء دفاع نمودند ، ولى سرانجام انگليسىها با شليك گلولههاى توپ بر آنها غالب شدند و ترياك را در ميان آنها رواج دادند ، و طبق آمار هر سال ششصد هزار نفر ( در آن زمان ) به خاطر ترياك رهسپار ديار عدم مىشدند ! « 1 »
آرى ! هنگامى كه اخلاق از پشتوانهء « ايمان و ارزشهاى معنوى » برخوردار نباشد هر جا
هامش
( 1 ) . فلسفهء اخلاق ، ص 283 ( با كمى تلخيص ) .