است ؛ نه تنها در عصر جاهليّت عرب ، كشتن دختران و زنده به گور كردن آنها در ميان قشر وسيعى ، يك فضيلت اخلاقى شمرده مىشد ( به خاطر تبليغات گستردهاى كه در اين زمينه به عمل آمده بود و آن را راه نجات براى جلوگيرى از گرفتار شدن نواميس خود و اسارت آنها در جنگها مىپنداشتند ! ) « 1 » ؛ بلكه امروز هم در بعضى از جوامع پيشرفته مىبينيم كه با تبليغات گستردهء صاحبان زر و زور ، و براى نيل به اهداف نامشروع مادّى ، وجدان عمومى جامعه را فريب دادهاند و ضدّ ارزشهاى اخلاقى را ارزش مىشمرند .
افزون بر اين ، وجدان آدمى گرچه بارقهء رحمت الهى است ، و نمونهاى از دادگاه عدل بزرگ او در درون جان انسان در اين جهان مىباشد ولى با اين حال ، وجدان آدمى معصوم نيست و گاه گرفتار خطا و اشتباه مىشود ، و اگر پايگاه مطمئن و خطا ناپذيرى آن را اصلاح نكند ممكن است سالها به خطاى خود ادامه دهد .
* * *
4 - پشتوانهء الهى
درست است كه هر يك از پشتوانههاى گذشته براى سوق دادن به سوى مسائل اخلاقى نقشى دارد ، ولى همان گونه كه در تحليلها اشاره شد بعضى از اين پشتوانهها خالى از جنبههاى انحرافى نيست ؛ مانند پشتوانهء سودجويى و منفعت طلبى كه در همه حال راه خود را طى مىكند ، گاه در مسير مسائل اخلاقى سير مىكند و در پارهاى از اوقات
هامش
( 1 ) . در يكى از اشعار شگفتآورى كه از آن عصر باقى مانده چنين آمده استالْمَوْتُ اخْفى سَتْرَةٍ لِلْبَناتِ * وَ دَفْنُها يُرْدى مِنَ الْمُكْرَماتِأَ لَمْ تَرَ انَّ اللَّهَ عز اسْمُهُ * قَدْ وَضَعَ النَّعْشَ بِجَنْبِ الْبَناتِ« مرگ بهترين حجاب براى پوشانيدن دختران است - و دفن كردن آنها نشانهء بزرگوارى محسوب مىشود - آيا نمىبينى كه خداوند متعال نعش را در كنار بنات قرار داده است ( اشاره به صورت فلكى بنات النّعش است كه از هفت ستاره تشكيل شده ، چهار ستارهء آن را نعشى پنداشته است و سه ستاره آن را كه در دنبال آن است دخترانى كه دنبال نعش هستند ) . »
همان گونه كه ملاحظه مىكنيد اين شاعر جاهلى عرب ، بزرگترين جنايت را كه همان كشتن دختران بىگناه و فرزندان نوزاد است به عنوان يكى از مهمترين افتخارات ذكر مىكند .