تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
ممكن است در خيانت بپندارد . يا اين كه مثلًا يك كاسب يا تاجر با مراجعه كنندگان بسيار خوش برخورد ، پر محبّت ، مؤدّب و صميمى به نظر مىرسد ، تا از اين راه مشتريان و دوستان بيشترى جلب كند امّا همين شخص ممكن است در خانه با زن و فرزند يا همسايگان ، بسيار بد برخورد باشد . اين گونه اخلاق كه پشتوانه‌اى جز سودجويى ندارد ، بزرگترين عيبش اين است كه براى اخلاق ، هيچ اصالتى قائل نيست ؛ چرا كه در همه جا خطّ سودجويى را ادامه مىدهد كه گاه در اخلاق است و گاه به پندار او در ضدّ اخلاق . جمعى از اين فراتر رفته ، اخلاق را نه به خاطر منافع شخصى بلكه به خاطر مصالح جامعهء بشرى طلب مىكنند زيرا معتقدند اگر اصول اخلاقى در جامعهء انسانى ، متزلزل گردد ، دنيا مبدّل به جهنّم سوزانى مىشود كه همهء اهل آن در عذاب خواهند بود ، و تمام مواهب مادّى كه مىتواند آسايش و رفاه براى مردم جهان بيافريند ، مبدّل به هيزمى براى روشن نگه داشتن اين جهنّم سوزان مىگردد . اين گونه افراد گرچه در سطح بالاترى فكر مىكنند ، ولى بالاخره اخلاقى را كه آنها مىطلبند براساس سودجويى و جلب منفعت و آسايش و رفاه ، استوار است ، نه بر پايهء اصالت دادن به فضائل اخلاقى . اين طرز تفكّر براى افراد مادّيگرا كه اعتقادى به مكتب وحى و نبوّت پيامبران ندارند ، اجتناب ناپذير است ؛ اخلاق را از اوج آسمان به زمين مىآورد ، و آن را به ابزارى براى سودجويى بيشتر يا رفاه و آسايش بيشتر مبدّل مىكند . ترديدى نيست كه اخلاق ، اين گونه آثار مثبت اجتماعى و مادّى را در بردارد ، و ما هم قبلًا اشاراتى به آن داشتيم ، ولى بحث در اين است كه آيا پشتوانهء اخلاق همين است و بس ، يا اين گونه آثار بايد به عنوان مسائل جنبى در علم اخلاق مورد توجّه قرار گيرد . به هر حال ، اعتقاد به اخلاقى كه بر اساس سودجويى و جلب منافع استوار است ، از يك سو اصالت اخلاق را خدشه‌دار مىكند و از سوى ديگر از ارزش و عمق آن مىكاهد ، و از سوى سوم در مواردى كه احياناً تضادّى در ميان سودجويى و اخلاق ديده مىشود يا به تعبير ديگر چنين پنداشته مىشود ، با اخلاق وداع مىكند و به سراغ