گفت : اين گونه عبد صالح ( موسى بن جعفر عليه السلام ) را يافتم . هنگامى كه توضيح بيشترى خواستند ، گفت : در آن زمان كه آن صحنهها را ديدم حوريان بهشتى به من گفتند : از بندهء صالح خدا دور شو تا ما وارد شويم ، ما خدمتكار او هستيم نه تو !
« كنيز پيوسته در اين حال بود تا از دنيا رفت . » « 1 »
در اين داستان به نمونهء ديگرى از نفوذ معنوى امام عليه السلام در كنيزى كه آمادگى براى پرورش و تربيت روحى داشت برخورد مىكنيم كه تأثير معنوى و هدايت روحانى پيشواى بزرگى مانند موسى بن جعفر عليه السلام را در دست پروردگان خود به روشنى بيان مىكند .
* * * كوتاه سخن اين كه ، در تاريخ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام مواردى ديده مىشود كه افرادى با يك برخورد با آنان ، بكلّى دگرگون شدند و تغيير مسير دادند ؛ تغييراتى كه برحسب ظاهر و با اسباب عادى امكان پذير نبوده است . اين نشان مىدهد كه آن انسانهاى كامل عنايتى در حقّ اين اشخاص كرده و آنان را دگرگون ساختهاند ؛ و ما از اين تصرّف ، به نوعى ولايت تكوينى تعبير مىكنيم .
بديهى است اين عنايات ، بىحساب نيست و حتماً نقطهء قوّتى در شخص مورد عنايت وجود داشته كه مشمول عنايت پيامبر صلى الله عليه و آله و يا امام معصوم عليه السلام واقع شدهاند .
* * *
سخنى از علّامهء شهيد مطهّرى
در اينجا رشتهء سخن را به دست علّامهء شهيد ، مرحوم مطهّرى ، مىسپاريم . او در كتاب « ولاءها و ولايتها » مىگويد : « اين دو واژه معمولًا در چهار مورد استعمال مىشود : ولاءِ محبّت ( عشق و علاقه به اهل بيت ) ، و ولاءِ امامت به معنى الگو قرار دادن امامان براى اعمال و رفتار خويش ، و ولاءِ زعامت به معنى حقّ رهبرى اجتماعى و سياسى امامان ، و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 48 ، صفحهء 239 - مناقب ، جلد 3 ، صفحهء 414 ( با كمى تلخيص ) .