بهرهمند نباشد ( فرشتگانى كه قدرت تدبير و تصرّف در جهان هستى به اذن اللَّه دارند . ) » « 1 »
از اين سخن مىتوان چنين نتيجه گرفت كه رابطهء معنوى با اين انسانهاى كامل مىتواند سبب نفوذ و تصرّف آنان در انسانها آماده گردد ؛ و تدريجاً آنها را از رذائل اخلاقى دور كرده و به فضائل و كمالات نزديك سازد .
سوءِ استفادهها
هميشه و در هر عصر و زمان و در ميان هر قوم و ملّتى ، از مفاهيم صحيح و سازنده سوء استفادههائى شده است ؛ ولى هرگز اين بهرهگيريهاى نادرست لطمهاى به صحّت و قداست اصل مطلب نمىزند .
مسألهء رهبرى اخلاقى و لزوم استفاده از اساتيد عمومى و خصوصى براى بهتر پيمودن راه تهذيب نفس و سير و سلوك الى اللَّه نيز از اين قاعدهء كلّى مستثنا نبوده است .
گروهى از صوفيّه خود را به عنوان « مرشد » ، « شيخ » ، « پير طريقت » و « قطب » عنوان كرده و افراد را به پيروى بىقيد و شرط از خود دعوت مىكنند ، و تا آنجا پيش رفتهاند كه گفتهاند اگر از پير طريقت كارهايى كه بر خلاف شرع ببينى زنهار ، كه خرده نگيرى ، چرا كه با روح تسليم در برابر او مخالفت دارد !
« غزّالى » كه تمايل او به صوفيّه از كلماتش در فصول مختلف كتاب « احياء العلوم » نمايان است ، و فرق صوفيّه او را از بزرگان خويش مىشمارند ، در فصل 51 از جلد پنجم احياء العلوم ، در باب پنجم ، چنين مىگويد :
« ادب مريدان ، در برابر شيوخ خود در نزد صوفيّه از مهمترين آداب است ؛ مريد در برابر شيخ بايد مسلوب الاختيار ! باشد و در جان و مال خويش جز به فرمان او تصرّف نكند . . . . بهترين ادب مريد در برابر شيخ ، سكوت و خمود و جمود است ؛ تا اين كه شيخ خودش آنچه را از كردار و رفتار صلاح مىداند به او پيشنهاد كند . . . هرگاه كار خلافى از شيخ ببيند و مطلب بر او مشكل شود ، به ياد داستان موسى و خضر بيفتد كه خضر اعمالى
هامش
( 1 ) . كتاب ولاءها و ولايتها ، صفحهء 56 به بعد .