اين احاديث نشان مىدهد كه بايد در طريق تهذيب نفس و سير و سلوك الى اللّه ، هر كس پيشوا و مقتدايى را برگزيند .
در اينجا به بخشى از اين احاديث كه از كتب مختلف گلچين شده است اشاره مىشود :
1 - در خطبهء قاصعه تعبير جالبى دربارهء پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و على عليه السلام ديده مىشود ؛ مىفرمايد : « وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ صلى الله عليه و آله مِنْ لَدُنْ انْ كانَ فَطيماً اعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِمِ ، وَ مَحاسِنَ اخْلاقِ الْعالَمِ ، لَيْلَهُ وَ نَهارَهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ اتَّبِعُهُ اتِّباعَ الْفَصِيلِ اثَرَ امِّهِ يَرْفَعُ لى فى كِلِّ يَوْمٍ مِنْ اخْلاقِهِ عَلَماً وَ يَأْمُرُنى بِالْاقْتِداءِ بِهِ ؛ از همان زمان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از شير باز گرفته شد ، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خويش را مأمور ساخت تا شب و روز او را به راههاى مكارم اخلاق و صفات خوب انسانى سوق دهد ؛ و من ( هنگامى كه به حدّ رشد رسيدم نيز ) همچون سايه به دنبال آن حضرت حركت مىكردم ، و او هر روز نكتهء تازهاى از اخلاق نيك خود را براى من آشكار مىساخت ؛ و به من فرمان مىداد تا به او اقتدا كنم . » « 1 »
اين حديث شريف كه بخشى از خطبهء قاصعه را تشكيل مىدهد ، اين حقيقت را روشن مىسازد كه حتّى پيغمبر گرامى اسلام در آغاز كارش مقتدا و پيشوايى داشته كه بزرگترين فرشتگان الهى بوده است .
على عليه السلام نيز پيامبر صلى الله عليه و آله را مقتدا و پيشواى خود قرار داده بود و سايه به سايهء او حركت مىكرد ؛ و اين مقتداى بزرگوار هر روز درس تازهاى به على عليه السلام مىآموخت و چهرهء نوينى از اخلاق انسانى را به او نشان مىداد .
آنجا كه پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام در آغاز كارشان در برنامهء سير الى اللَّه نياز به پيشوا و مقتدا داشته باشند ، تكليف ديگران پيداست .
2 - در روايت معروف « بُنِىَ الاسْلامُ . . . » كه با طرق متعدّد با تفاوت مختصرى از معصومين عليهم السلام نقل شده است اين موضوع به خوبى منعكس شده است ؛ از جمله در حديثى كه يار وفادار امام باقر عليه السلام « زُرارَه » از آن حضرت نقل كرده ، مىخوانيم :
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 192 .