تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
توجّه به طرز به وجود آمدن يك ملكهء اخلاقى به ما اين قدرت را مىدهد كه راه از ميان بردن آن را نيز پيدا كنيم ؛ مسأله چنين است كه هر عمل خوب يا بد اثر موافق خود را در روح انسان باقى مىگذارد ، و روح را تدريجاً به سوى خود جلب مىكند ، تكرار اين عمل آن اثر را بيشتر و قوىتر مىسازد ، و كم كم كيفيّتى به نام « عادت » حاصل مىشود ، و هر گاه عادت استمرار يابد به صورت « ملكه » در مىآيد . بنابراين ، همان گونه كه عادات و ملكات اخلاقى زشت در سايهء تكرار عمل تشكيل مىگردد ، از همين طريق قابل زوال است ؛ البتّه ، اثر تلقين ، تفكّر ، تعليمات صحيح و محيط سالم در فراهم كردن زمينه‌هاى روحى براى پذيرش و تشكيل ملكات خوب را نمىتوان ناديده گرفت . * * * در اينجا قول سومى نيز وجود دارد و آن اين كه بعضى از صفات اخلاقى قابل تغيير است ، و بعضى غير قابل تغيير ، آن صفاتى كه طبيعى و فطرى است ، قابل تغيير نمىباشد ، ولى آن صفاتى كه عوامل خارجى دارد قابل تغيير است . « 1 » اين قول نيز فاقد هرگونه دليل است ، زيرا اين تفصيل و تفاوت گذارى ، بين صفات فرع ، بر قبول اخلاق طبيعى و فطرى است ، در حالى كه چنين چيزى ثابت نيست ؛ و به فرض كه چنين باشد چه كسى مىتواند ادّعا كند كه صفات فطرى قابل تغيير نيست ؟ مگر حيوانات وحشى را نمىتوان اهلى كرد ؟ مگر تعليم و تربيت نمىتواند آن‌قدر ريشه‌دار شود كه اعماق وجود انسان را دگرگون سازد ؟

آيات و روايات دليل بر قابليّت تغيير اخلاق است

آنچه را در بالا گفتيم از نظر دلائل عقلى و تاريخى بود ، هنگامى كه به دلائل نقلى يعنى آنچه از مبدأ وحى و سخنان معصومين عليهم السلام به دست آمده مراجعه كنيم مسأله از اين هم روشنتر است ؛ زيرا :
هامش
( 1 ) . محقّق نراقى در جامع السّعادات اين نظريه را برگزيده است ( جامع السّعادات جلد 1 ، ص 24 ) .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 33 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي