در جاى ديگر مىفرمايد : در درون وجود شما آيات خداست ، آيا نمىبينيد ؟
( وَ فى انْفُسِكُمْ افَلا تُبْصِرُونَ ) « 1 »
بعضى از محقّقان از آيهء مربوط به عالم ذر نيز همين استفاده را كردهاند كه « معرفة النّفس » پايهء « معرفة اللّه » است ، آنجا كه مىفرمايد : « وَ اذْ اخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَتَهُمْ وَ اشْهَدَهُمْ عَلى انْفُسِهِمْ الَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا ؛ به خاطر بياور هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريّهء آنان را برگرفت و آشكار ساخت و آنها را گواه بر خويشتن نمود ( و اسرار وجودشان را به آنها نشان داد و فرمود ) آيا من پروردگار شما نيستم ؟ آنها همگى گفتند : آرى گواهى مىدهيم ! » « 2 »
در تفسير الميزان مىخوانيم : « انسان هر قدر متكبّر باشد ، و فراهم بودن اسباب زندگى او را به غرور وا دارد ، نمىتواند اين حقيقت را انكار كند كه مالك وجود خويش نيست ، و استقلالى در تدبير خويشتن ندارد ، چه اين كه اگر مالك خويشتن بود ، خود را از مرگ و ساير آلام و مصائب زندگى باز مىداشت ، و اگر مستقل به تدبير خويش بود ، هرگز نياز به خضوع در مقابل عالم اسباب نداشت . . . بنابراين ، نياز ذاتى انسان به پروردگار و مالك مدبّر ، جزء حقيقت وجود اوست ، و فقر و نياز بر پيشانى جانش نوشته شده ، اين حقيقتى است كه هر كس از كمترين شعور انسانى برخوردار باشد به آن اعتراف مىكند ، و تفاوتى ميان عالم و جاهل و صغير و كبير ، در اين مسأله نيست !
« بنابراين ، انسان در هر مرحلهاى از انسانيّت باشد ، به روشنى مىبيند كه مالك و مدبّر و پروردگارى دارد ، چگونه نبيند در حالى كه نياز ذاتى خود را به روشنى مىبيند .
« لذا بعضى گفتهاند كه آيه اشاره به حقيقتى مىكند كه انسان در زندگى دنيا آن را در مىيابد كه در همه چيز از شؤون حيات خود ، نيازمند است - نيازمند به بيرون وجود خود - پس معنى آيهء شريفه اين است كه ما انسانها را به نياز و احتياجشان آگاه ساختيم و آنها به ربوبيّت ما اعتراف كردند . » « 3 »
به اين ترتيب ثابت مىشود كه شناخت حقيقت نفس انسان با صفات و ويژگيهايش ،
هامش
( 1 ) . سورهء ذاريات ، آيهء 21 .
( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 172 .
( 3 ) . تفسير الميزان جلد 8 ، صفحهء 307 . ذيل آيهء مورد بحث ( با تلخيص ) .