تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
4 - اين حديث مىتواند اشاره به « برهان فطرت » باشد ، يعنى هرگاه انسان به زواياى قلب خود و اعماق روح خود پى ببرد ، نور الهى و توحيد كه در درون فطرت اوست ، بر او آشكار مىشود ، و از « معرفة النّفس » به « معرفة اللّه » مىرسد ، بى آن كه نيازى به دليل و استدلال داشته باشد . 5 - اين حديث مىتواند ناظر به « مسألهء صفات خدا » باشد ، به اين معنى كه هركس خويشتن را با صفات ويژهء ممكنات و مخلوقات كه در اوست بشناسد ، به صفات پروردگار پى خواهد برد ؛ از محدوديّت خويش پى به نامحدود بودن حق تعالى مىبرد ؛ چرا كه اگر او هم محدود باشد مخلوق است ! و از فناى خويش پى به بقاى او مىبرد ، چه اگر او هم فانى مىشد مخلوق بود نه خالق ، و همچنين از نياز خويش پى به بى نيازى او ، و از ضعف خويش پى به قدرت او مىبرد . اين همان است كه امير مؤمنان على عليه السلام در نخستين خطبه به آن اشاره كرده ، مىفرمايد : وَ كَمالُ الْاخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصّفاتِ عَنْهُ لِشَهادَةِ كُلِّ صِفَةٍ انَّها غَيْرُ الْمَوصُوفِ وَ شَهادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ انَّهُ غَيْرُ الصّفَةِ ؛ نهايت ايمان خالصانه به خداوند آن است كه وى را از صفات ممكنات پيراسته بدانند ، چرا كه هر صفتى ( از صفات مخلوقات ) گواهى مىدهد كه غير از موصوف است و هر موصوفى شهادت مىدهد غير از صفت است . » « 1 » 6 - مرحوم علّامهء مجلسى تفسير ديگرى از بعضى از علما درباره اين حديث نقل مىكند و حاصل آن اين است كه : « روح انسان يك موجود لطيف لاهوتى است در صفت ناسوتى ( يعنى از جهان ماوراء طبيعت است كه با صفات عالم طبيعت ظاهر گشته ) و از ده طريق دلالت بر يگانگى و ربوبيّت خداوند مىكند : 1 - از آنجا كه روح مدبّر بدن است مىدانيم كه جهان هستى مدبّرى دارد ! 2 - از آنجا كه يگانه است دلالت بر يگانگى خالق دارد ! 3 - از آنجا كه قدرت بر حركت دادن تن دارد دليل بر قدرت خداست !
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 1 .