تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
موجب انحطاط است . بعضى از بزرگان فقهاء چگونگى ورود ريا را در عمل انسان به ده صورت ترسيم كرده‌اند : نخست اين كه ، انگيزهء او بر عمل فقط ارائه به مردم باشد كه قطعاً عمل او باطل است . دوم اين كه ، هدفش هم خدا باشد و هم ريا و آن نيز موجب بطلان عمل مىشود . سوم اين كه ، تنها در بعضى از اجزاءِ واجب عمل خود قصد ريا كند مثل اين كه ركوع يا سجود نماز واجب را به قصد ريا انجام دهد اين نيز موجب بطلان عمل است هرچند محلّ تدارك آن جزء باقى باشد ، به همين جهت ريا را تشبيه به باطل شدن وضو هنگام نماز كرده‌اند ، هرچند احتياط آن است كه جزء ريائى را دوباره به جا آورد و بعد از پايان ، نماز را اعاده نمايد . چهارم اين كه ، در بعضى از اجزاء مستحبّ مانند قنوت قصد ريا كند و آن را نيز موجب بطلان عمل دانسته‌اند . پنجم اين كه ، اصل عمل براى خداست ولى آن را در مكانى ( مانند مسجد ) به جا مىآورد كه انگيزهء الهى ندارد ، آن هم موجب بطلان عمل است . ششم اين‌كه ، در مورد زمان عمل ، ريا مىكند ؛ مثلًا ، اصل نماز به قصد خداست امّا انجام آن در اوّل وقت به نيّت ريا مىباشد آن هم مانند رياى در مكان موجب فساد عمل است . هفتم اين كه ، در مورد بعضى از ويژگيها و اوصاف عمل قصد ريا دارد ؛ مثل اين كه انجام نماز را با جماعت يا با حالت خضوع و خشوع به قصد ريا باشد هرچند نسبت به اصل نماز به راستى قصد خدا دارد ، آن هم موجب بطلان عمل است ؛ زيرا اين ويژگيها از اصل عمل جدا نيست و به تعبير ديگر اين اوصاف با موصوف خود متّحد مىباشد . هشتم اين كه ، اصل عمل به نيّت خداست امّا مقدّمات آن جنبه ريائى دارد ؛ مثل اين كه نماز را در مسجد به قصد خدا به جا مىآورد ولى حركت به سوى مسجد به قصد ريا است ، بسيارى از فقهاء اين نوع ريا را موجب بطلان عمل نمىدانند زيرا مقدّمات ريائى خارج از عمل بوده است ، و قاعده فقهى نيز همين را اقتضا مىكند .