اين گونه اشخاص ( به يقين ) « از كارى كه انجام دادهاند بهرهاى نمىگيرند و خداوند كافران را هدايت نمىكند ! » ( لايَقْدِرُونَ عَلى شَىءٍ مِّمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لْايَهْدِى الْقَوْمَ الكافِرينَ )
در اين آيه تلويحاً يك بار رياكاران را فاقد ايمان به خدا و روز قيامت معرفى كرده و يك بار به عنوان قوم كافر ، و اعمال آنها را هيچ و پوچ و فاقد هرگونه ارزش مىشمرد چرا كه بذر اعمالشان در سرزمين ريا كارى پاشيده شده كه هيچ گونه آمادگى براى رشد و نمو ندارد . اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه رياكاران خودشان همانند قطعه سنگى هستند كه قشر نازكى از خاك بر آن است و هيچ گونه بذر مفيدى را پرورش نمىدهد ؛ آرى ! قلب آنها همچون سنگ و روحشان نفوذ ناپذير و اعمالشان بىريشه و نيّاتشان آلوده است .
جالب اين كه در آيهاى كه پشت سر اين آيه در همان سورهء بقره آمده است اعمال خالصان و مخلصان را به باغى پر بركت تشبيه مىكند كه بذر و نهال صالح در آن كاشته شده و باران كافى بر آن مىبارد و نور آفتاب از هر سو به آن مىتابد و نسيم باد از هر طرف به آن مىوزد و ميوه و ثمرهء آن را مضاعف مىسازد .
* * * در دومين آيه ، پيامبر صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده و دستور مىدهد مسألهء توحيد خالص را به عنوان اصل اساسى اسلام به مردم برساند ؛ مىفرمايد : « بگو من بشرى همچون شما هستم ( تنها امتياز من اين است كه ) به من وحى مىشود كه معبود شما تنها يكى است » ( قُلْ انَّما انَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى الَىَّ انَّما الهُكُمْ الهٌ واحِدٌ )
سپس نتيجه گيرى مىكند كه بر اين اساس ، اعمال بايد از هر نظر خالص و خالى از شرك باشد و مىفرمايد : « پس هر كس اميد به لقاى پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد و كسى را در عبادت پروردگارش شريك نسازد ! » ( فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لَايُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدَاً )
به اين ترتيب ، شرك در عبادت ، هم اساس توحيد را ويران مىسازد و هم اعتقاد به معاد را ؛ و به تعبير ديگر ، گذرنامهء ورود در بهشت جاويدان عمل خالص است .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٨٣