تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
سرچشمه مىگيرد . به همين دليل ، اگر علم و آگاهى جاى جهل و نادانى را بگيرد ، و به تعبير ديگر ، سطح فرهنگ بالا برود ، بسيارى از زشتيها جاى خود را به زيبائيها ، و بسيارى از مفاسد اخلاقى جاى خود را به محاسن اخلاقى مىدهد ؛ ولى بايد توجّه داشت اين مسأله كلّيّت ندارد . و متأسفانه گاه در اين مسأله مبالغه شده ، گروهى راه افراط را پيش گرفته ، و گروهى راه تفريط را . گروهى به پيروى از گفتار معروف سقراط ، فيلسوف يونانى ، كه معتقد بود علم و حكمت سرچشمهء اخلاق حميده است ، و رذائل اخلاقى معلول جهل و نادانى است ، عقيده دارند كه تنها راه براى مبارزه با رذائل اخلاقى و پيدايش فضائل اخلاقى گسترش علم و دانش و بالا بردن سطح افكار جامعه است ، و به اين ترتيب « فضيلت » مساوى با « معرفت » مىشود . آنها مىگويند هيچ كس آگاهانه به دنبال بدى و شرّ نمىرود ، و اگر خوبى را تشخيص دهد آن را رها نمىسازد ، پس وظيفهء ما آن است كه هم براى خود و هم ديگران كسب آگاهى كنيم ، و نتايج خير و شرّ ، و بد و نيكو را بدانيم ، تا جوانه‌هاى فضائل اخلاقى بر شاخسار وجود ما ظاهر شود ! در مقابل شايد كسانى هستند كه مايلند رابطهء اين دو را بكلّى نفى كنند ، و بگويند كه دانش و هوشيارى در افراد آلوده ، سبب مىشود كه جنايات را هوشيارانه‌تر انجام دهند ، و طبق مثل معروف : « دزدانى كه با چراغ مىآيند ، كالاهاى گزيده‌تر مىبرند ! » ولى انصاف اين است كه رابطهء علم و اخلاق را نه مىتوان بكلّى انكار كرد و نه مىتوان بطور كامل ، اخلاق را معلول علم دانست . شاهد اين سخن تجارب زنده‌اى است كه از جامعه كسب كرده‌ايم ؛ افراد آلوده‌اى بودند كه وقتى آنها را به حسن و قبح اعمالشان آگاه كرده‌ايم ، و به نتايج سوء اعمال و افعال بد آشنا شده‌اند ، دست از كار خود برداشته ، و گرايش به خوبيها پيدا كرده‌اند ، حتّى در خودمان نيز اين تجربه را داشته‌ايم . در مقابل افرادى را مىشناسيم كه آگاهى كافى به نيك و بد اعمال و نتايج و آثار آن