5 - در آيهء 24 سورهء يوسف ، هنگامى كه سخن از حمايت الهى در برابر وسوسههاى خطرناك همسر عزيز مصر به ميان مىآورد ، مىفرمايد : « كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الفَحْشاءَ انَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ ؛ اينچنين كرديم ، تا بدى و زشتى را از او دور سازيم ؛ چرا كه او از بندگان مخلَص ما بود . »
در اين كه ميان « مخلِص » و « مخلَص » ( « خالصان » و « خالص شدگان » ) چه تفاوتى وجود دارد ؟ سخنهايى گفته شده است ؛ ولى شايد بهترين تفسير در اين زمينه اين باشد كه « مخلِصان » كسانى هستند كه خود در راه خالص سازى خويشتن از هرگونه آلودگى به شرك و انگيزههاى غير الهى ، و رذائل اخلاقى گام مىنهند ، و تا آنجا كه در توان دارند پيش مىروند ؛ امّا « مخلصان » كسانى هستند كه امدادهاى الهى و عنايات ربّانى ، آخرين ناخالصيهاى وجودشان از ميان مىبرد ، و به لطف پروردگار از هر نظر خالص مىشوند .
توضيح اين كه : ناخالصيها در وجود انسان در واقع دو گونه است :
گونهاى از آن طورى است كه انسان از آن آگاه مىشود ، و توان بر طرف ساختن آن را دارد ، و در اين راه مىكوشد و تلاش مىكند و موفّق به اخلاص نيّت و عقيده و عمل مىشود .
امّا گونهاى ديگر از آن بقدرى مخفى و مرموز است كه انسان توانايى بر تشخيص ، و در صورت تشخيص ، توانايى بر پاكسازى آن ندارد ؛ همان گونه كه در روايت معروف نبوى وارده شده : « انَّ الشِّرْكَ اخْفى مِنْ دَبيبِ النَّمْلِ عَلى صَفاةٍ سَوْداءٍ فى لَيْلَةٍ ظَلْماءَ ؛ شرك ( و نفوذ آن در اعمال ) مخفىتر است از حركت مورچه بر سنگ سياه در شب تاريك ! » « 1 »
در اين گونه موارد هرگاه لطف الهى شامل حال سالكان راه نشود ، از اين گذرگاه صَعْبُ الْعُبُور گذر نخواهند كرد ، و در ناخالصيها مىمانند ؛ امّا گويى خداوند جايزهء كسانى را كه در اخلاص خويش تا آخرين مرحلهء توان و قدرت مىكوشند ، اين قرار داده كه باقى ماندهء راه را تنها با عنايت او بپويند ، و اين مخلِصان را مخلَص كند .
هنگامى كه انسان به اين مرحله برسد ديگر در برابر وساوس شياطين و هواى نفس بيمه خواهد شد ، و طمع شيطان از او بريده مىشود ، و شيطان در برابر اين افراد رسماً
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 69 ، صفحهء 93 .