اين عبادت بزرگ الهى دانستهاند .
به اين طريق ، كه نفس خويش را مخاطب قرار دهد و به او ياد آور شود كه من جز سرمايهء گرانبهاى عمر كالايى ندارم ، و اگر از دست برود تمام هستيم از دست رفته ، و با ياد آورى سورهء شريفهء « وَ الْعَصْرِ انَّ الْانْسانَ لَفى خُسْرٍ » به نفس خويش بگويد : با از دست رفتن اين سرمايه ، من گرفتار خسران عظيم مىشوم ، مگر اين كه كالايى از آن گرانبهاتر به دست آورم ، كالايى كه در همان سورهء در ادامهء آيات آمده است : « الَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الْصَّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبْرِ ؛ مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند ، و يكديگر را به حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبائى و استقامت توصيه نمودهاند !
بايد به خود بگويد : « فكر كن عمر تو پايان يافته ، و از مشاهدهء حوادث بعد از مرگ و ديدن حقايق تلخ و ناگوارى كه با كنار رفتن حجابها آشكار مىشود سخت پشيمان شدهاى و فرياد بر آوردهاى « رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّى اعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ ؛ اى ( فرشتگان ) پروردگار ، شما را به خدا مرا باز گردانيد تا عمل صالح انجام دهم در برابر كوتاهيهايى كه كردم ! » ( سورهء مؤمنون ، آيهء 100 )
باز فرض كن پاسخ منفى « كَلَّا » را از آنها نشنيدى و به در خواست تو عمل كردند و امروز به جهان بازگشتهاى ، بگو چه كارى براى جبران كوتاهيها و تقصيرات گذشته مىخواهى انجام دهى ؟ !
سپس به نفس خويش در مورد اعضاء هفتگانه ، يعنى چشم و گوش و زبان و دست و پا و شكم و فرج « 1 » نيز سفارش كن و بگو اينها خدمتگزاران تو ، و سر بر فرمان تو دارند ، آيا مىدانى جهنّم هفت در دارد ، و از هر درى گروه خاصّى از مردم وارد مىشوند ؟ و آيا مىدانى كه اين درهاى هفتگانه احتمالًا براى كسانى است كه با اين اعضاى هفتگانه عصيان كنند ، بيا و با كنترل دقيق اين اعضاء درهاى دوزخ را به روى خود ببند ، و درهاى بهشت را به روى خود بگشا !
هامش
( 1 ) . « فرج » اشاره به شهوت جنسى است .