بازگشت كننده به رحمت يا بسيار توبه پذير ) است .
در واقع واژهء « توبه » مشترك لفظى يا معنوى است ميان « خدا » و « بندگان » ( ولى هنگامى كه به بنده نسبت داده شود با كلمهء « الى » متعدّى مىشود و هنگامى به خدا نسبت داده شود با كلمهء « على » ) « 1 »
در « المحجّة البيضاء » دربارهء حقيقت توبه چنين آمده است كه توبه سه ركن دارد ، نخست « علم » و دوم « حال » و سوم « فعل » كه هر كدام علّت ديگرى محسوب مىشود .
منظور از « علم » شناخت اهمّيّت ضرر و زيانهاى گناهان است ، و اين كه حجاب ميان بندگان و ذات پاك محبوب واقعى مىشود . هنگامى كه انسان اين معنى را به خوبى درك كند ، قلب او به خاطر از دست دادن محبوب ناراحت مىشود و چون مىداند عمل او سبب اين امر شده ، نادم و پشيمان مىگردد ؛ و اين ندامت سبب ايجاد اراده و تصميم نسبت به گذشته و حال و آينده مىشود .
در زمان حال آن عمل را ترك مىگويد ، و نسبت به آينده تصميم بر ترك گناهى كه سبب از دست دادن محبوب مىگردد مىگيرد ، و نسبت به گذشته درصدد جبران بر مىآيد .
در واقع نور علم و يقين سبب آن حالت قلبى مىشود كه سرچشمهء ندامت است ، و آن ندامت سبب موضعيگريهاى سه گانه نسبت به گذشته و حال و آينده مىگردد . « 2 »
اين همان چيزى است كه بعضى از آن به عنوان انقلاب روحى تعبير كردهاند ، و مىگويند توبه نوعى انقلاب در روح و جان آدمى است كه او را وادار به تجديد نظر در برنامههاى خود مىكند .
2 - وجوب توبه
تمام علماى اسلام در وجوب توبه اتّفاق نظر دارند ، و در متن آيات قرآن مجيد كراراً به آن امر شده است ؛ در آيهء 8 سورهء تحريم مىخوانيم : « يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا الَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسَى رَبُّكُمْ انْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازى و تفسير صافى ، ذيل آيهء 37 ، سورهء بقره .
( 2 ) . المحجّة البيضاء ، جلد 7 ، صفحهء 5 .