2 - در حديث ديگرى در همين زمينه از همان حضرت مىخوانيم : « يَسيرُ الْمَعْرِفَةِ يُوجِبُ الزُّهْدَ فِىالدُّنْيا ؛ مختصر معرفت و آگاهى ، موجب زهد در دنيا است . » « 1 »
در اينجا معرفت مىتواند اشاره به معرفة اللَّه باشد كه در برابر ذات پاك بىنهايتش همه چيز كوچك و بىارزش است ، و از قطره در برابر دريا نيز ناچيزتر مىباشد ، و اين خود از اسباب زهد و بىاعتنايى به زرق و برق دنيا است . يا اين كه اشاره به آگاهى از ناپايدارى دنيا و تاريخ اقوام پيشين باشد كه آن نيز روح زهد را در انسان زنده مىكند و يا آگاهى به سراى جاويدان و عظمت نعمتهاى آنجا است و يا همهء اينها .
3 - در حديث ديگرى در ارتباط غناى ذاتى و ترك حرص و آز ، با علم و معرفت ، از همان امام عليه السلام مىخوانيم : « مَنْ سَكَنَ قَلْبَهُ الْعِلْمُ بِاللَّهِ سُبْحانَهُ ، سَكَنَهُ الْغِنى عَنْ الْخَلْقِ ؛ هر كس معرفت خداوند در دل او ، جايگزين شود ، غنى و بى نيازى از خلق در قلبش جايگزين خواهد شد . » « 2 »
روشن است كسى كه آگاه به صفات جلال و جمال خداست و جهان هستى را پرتو كوچكى از آن ذات بىنياز مىداند ، تنها بر او توكّل مىكند و از غير او خود را مستغنى و بىنياز مىبيند .
4 - در ارتباط معرفة اللَّه با حفظ زبان از سخنان ناشايست و شكم از حرام ؛ در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است : « مَنْ عَرَفَ اللَّهَ وَ عَظَّمَهُ مَنَعَ فاهُ مِنَ الْكَلامِ ، وَبَطْنَهُ مِنَ الطَّعامِ ؛ كسى كه خدا را بشناسد و بزرگ بشمرد ، دهانش را از سخن ( ناشايست ) باز مىدارد ، و شكمش را از غذا ( ى حرام ) ! » « 3 »
5 - در رابطهء معرفت و خوف از خدا كه سرچشمهء انواع فضايل اخلاقى است ، در حديثى از امام صادق عليه السلام چنين آمده است : « مَنْ عَرَفَ اللَّهَ خافَ اللَّهَ وَ مَنْ خافَ اللَّهَ سَخَتَ نَفْسُهُ عَنِ الدُّنْيا ؛ كسى كه خدا را بشناسد ، از ( مجازات ) او مىترسد ، و كسى كه از خدا بترسد نسبت به زرق و برق دنيا ، بىاعتنا مىشود ! » « 4 »
6 - در ارتباط روح گذشت و ترك انتقامجويى با معرفة اللّه ، در حديثى از امام
هامش
( 1 ) . غرر الحكم
( 2 ) غرر الحكم
( 3 ) . اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 237 .
( 4 ) . همان مدرك ، صفحهء 68 ، حديث 4 .