مىسازيم كه همواره قرين و همنشين او باشد ! ( وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ ) « 1 »
سپس نقش اين قرين سوء ( همنشين بد ) را چنين بيان مىكند كه آنها ، يعنى شياطين ، راه هدايت و حركت به سوى خداوند را به روى آنها مىبندد و آنها را از رسيدن به اين هدف مقدّس باز مىدارد و غم انگيزتر ، اين كه در عين گمراهى گمان مىكنند كه هدايت يافتهاند ! ( وَانَّهُمْ لَيَصُدُّوْنَهُمَ عَنِ السَّبيلِ وَيَحْسَبُونَ انَّهُمْ مُهْتَدُونَ ) !
سپس به نتيجهء آن پرداخته و مىگويد : روز قيامت كه همه در محضر الهى حاضر مىشوند و پردهها كنار مىرود و حقايق فاش مىشود ، اين انسان گمراه خطاب به دوست اغواگر شيطانش كرده ، مىگويد اى كاش فاصلهء ميان من و تو فاصلهء مشرق و مغرب بود ، چه همنشين بدى هستى ! ( حَتَّى اذا جاءَنا قالَ يالَيْتَ بَيْنى وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرينُ )
از اين تعبيرات به خوبى استفاده مىشود كه همنشين بد مىتواند انسان را بكلّى از راه خدا منحرف سازد ؛ پايههاى اخلاق را بر روى او ويران كند و واقعيّتها را چنان دگرگون نشان دهد كه انسان در عين گمراهى خود را در زمرهء هدايت يافتگان ببيند ؛ و به يقين در چنين حالى هدايت و بازگشت به صراط مستقيم غير ممكن است ؛ و زمانى بيدار مىشود و به هوش مىآيد كه راه برگشت بكلّى بسته شده ؛ حتّى از تعبير آيه استفاده مىشود كه اين همنشينان بد در آن زندگى ابدى نيز با او هستند و چه دردآور است كه انسان كسى را كه مايهء بدبختى او شده هميشه در برابر خود ببيند و به او گفته شود بيهوده آرزوى جدا شدن از او را مكن شما با هم سرنوشت مشتركى داريد ! ( وَلَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ اذْ ظَلَمْتُمْ انَّكُمْ فِىالْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ ) . « 2 »
شبيه آيات فوق ، آيهء 25 سورهء فصّلت مىباشد كه مىگويد : « وَقَيَّضْنا لَهُمْ قُرَنآءَ
هامش
( 1 ) . براى نقيض از مادّهء قيض معانى مختلفى نقل كردهاند ؛ بعضى آن را به معنى تسبيب و بعضى به معنى تقدير و بركندن و بعضى مانند راغب به معنى مسلّط ساختن مىدانند چرا كه قيض به معنى پوست سفيدى است كه روى تخم مرغ را گرفته ( و آن را احاطه كرده است ) .
( 2 ) . سورهء زخرف ، آيهء 39 .