خداوند پهناور نبود چرا هجرت نكرديد آنها ( عذرى نداشتند و به عذاب الهى گرفتار شدند ) جايگاهشان جهنّم و سرانجام بدى دارند ( انَّ الَّذينَ تَوَفّيهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمى انْفُسِهِمْ قالُوْا فيمَ كُنْتُمْ قالُوْا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِى الْارْضِ قالُوْا الَمْ تَكُنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوْا فيها فَاوُلئِكَ مَأْويهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصيراً )
اصولًا مسألهء هجرت كه از اساسىترين مسائل در اسلام است تا آنجا كه تاريخ اسلام بر پايهء آن بنياد شده ، فلسفههائى دارد كه يكى از مهمترين آنها فرار از محيط آلوده و نجات از تأثيرات سوءِ آن است .
هجرت ، بر خلاف آنچه بعضى مىپندارند ، مخصوص آغاز اسلام نبوده بلكه در هر عصر و زمانى جارى است كه اگر مسلمانان در محيطهاى آلوده به شرك و كفر و فساد باشند و عقائد يا اخلاق آنها به خطر بيفتد ، بايد از آنجا مهاجرت كنند . در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « مَنْ فَرَّبِدينِهِ مِن ارْضٍ الى ارْضٍ وَانْ كانَ شِبْراً مِنَ الْارْضِ اسْتَوْجَبَ الْجَنَّةِ وَكانَ رَفِيقَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وَابْراهيمَ عليه السلام ؛ كسى كه براى حفظ آئين خود از سرزمينى به سرزمين ديگر - اگر چه به اندازه يك وجب فاصله داشته باشد - مهاجرت كند ، مستحقّ بهشت مىگردد و همنشين محمّد صلى الله عليه و آله و ابراهيم عليه السلام ( دو پيامبر بزرگ مهاجر ) خواهد بود ! « 1 »
تكيه بر مقدار شِبر ( مقدار يك وجب ) دليل بر اهمّيّت فوقالعادهء اين مسأله است كه به هر مقدار و در هر عصر و زمان مهاجرت انجام گيرد ، هماهنگى با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ابراهيم عليه السلام حاصل خواهد شد .
كوتاه سخن اين كه ، در هر عصر و زمان ، محيط در ساختن شخصيّت و اخلاق انسانها مؤثّر بوده است و پاكى و يا ناپاكى محيط ، عامل تعيين كنندهاى محسوب مىشود ؛ هر چند مسأله ، جنبهء جبرى ندارد . بنابراين ، براى پاكسازى اخلاق و پرورش ملكات فاضله ، يكى از مهمترين امورى كه بايد مورد توجّه قرار گيرد ، مسألهء پاكسازى محيط است .
و اگر محيط به قدرى آلوده باشد كه نتوان آن را پاك كرد ، بايد از چنين محيطى
هامش
( 1 ) . نور الثّقلين ، جلد اوّل ، صفحهء 541 .