تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
آتش دوزخ احضار مىشدم ( قالَ تَاللَّهِ انْ كِدْتَّ لَتُرْدينِ وَلَوْلا نِعْمَتُ رَبّى لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرينَ ) . مجموع اين آيات به خوبى نشان مىدهد كه همنشين بد ، انسان را تا لب پرتگاه دوزخ مىبرد و اگر ايمان قوى و تقوا و لطف پروردگار نباشد در آن پرتگاه سقوط مىكند ! * * * در سومين بخش از آيات مورد بحث ، سخن از تأسّف و تأثّر عميق ستمگران در قيامت است كه از انتخاب دوستان ناباب تأسّف مىخورند ؛ چرا كه عامل اصلى بدبختى خود را در رفاقت با آنان مىبينند ؛ مىفرمايد : « و ( به خاطر آور ) روزى را كه ظالم دست خويش را از ( شدّت حسرت ) به دندان مىگزد و مىگويد : اى كاش ( با رسول خدا ) راهى برگزيده بودم ! اى واى بر من ! كاش فلان ( شخص گمراه ) را دوست خود انتخاب نكرده بودم ! او مرا از يادآورى ( حق ) گمراه ساخت بعد از آن كه ( ياد حق ) به سراغ من آمده بود ! و شيطان هميشه خوار كنندهء انسان بوده است ! ( وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يالَيْتَنى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلًا - يا وَيْلَتى لَيْتَنى لَمْ اتَّخِذْ فُلاناً خَليلًا - لَقَدْ اضَلَّنى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ اذْجآءَنى وَكانَ الشَّيْطانُ لِلْانْسانِ خَذُوْلًا ) » . به اين ترتيب ، ستمگران در قيامت ، نخست از ترك رابطه با پيامبر شديداً اظهار تأسّف مىكنند ، و سپس از ايجاد رابطه با افراد آلوده و فاسد ؛ و بعد با صراحت ، عامل اصلى گمراهى خود را همين دوستان منحرف و آلوده معرّفى مىكنند ! و حتّى تأثير آنها را بالاتر از تأثير پيامهاى الهى ( البتّه در بيمار دلان ) مىشمرند ؛ و از تعبير آخرين آيه ، استفاده مىشود كه دوستان بد جزء لشكر شيطانند ؛ و يا به تعبير ديگر ، از شياطين انس محسوب مىشوند . قابل توجّه اين كه ، در اين آيات تأسّف اين گروه را با جملهء « يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ ؛ ظالم هر دو دست خود را به دندان در آن روز مىگزد » بيان فرموده ؛ و اين آخرين مرحلهء تأسّف است ؛ و اين در موارد ضعيف‌تر ، انسان انگشت خود را به دندان مىگيرد و در مرحلهء بالاتر ، پشت دست را به دندان مىگزد و در مراحل شديد هر دو دست خود را يكى بعد از ديگرى به دندان مىگزد ؛ و در حقيقت اين يك نوع انتقام گيرى از خويشتن است كه چرا