بودند ، به آنها گفتند : « شما در چه حالى بوديد ؟ ( و چرا با اين كه مسلمان بوديد ، در صف كفّار جاى داشتيد ؟ ! ) » گفتند : « ما در سرزمين خود ، تحت فشار و مستضعف بوديم . » آنها [ / فرشتگان ] گفتند : « مگر سرزمين خدا ، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد ؟ ! » آنها ( عذرى نداشتند ، و ) جايگاهشان دوزخ است و سرانجام بدى دارند .
تفسير و جمعبندى
در نخستين آيه تأثير محيط در اعمال و افعال انسان به صورت لطيفى بيان شده است .
توضيح اين كه : مفسّران بزرگ در تفسير اين آيه بيانات گوناگونى دارند .
بعضى گفتهاند منظور اين است كه آب زلال و حى همچون قطرات باران بر سرزمين دلها فرو مىريزد ؛ دلهاى پاك آن را مىپذيرد و گلهاى زيباى معرفت و ميوههاى لذّتبخش تقوا و طاعت از آن مىرويد در حالى كه دلهاى ناپاك و آلوده واكنش مناسبى نشان نمىدهند ؛ پس اگر مىبينيم عكسالعمل همه در برابر دعوت پيامبر و تعليمات اسلام يكسان نيست ، اين به خاطر نقص در فاعليّت فاعل ، نمىباشد بلكه اشكال در قابليّت قابل است « 1 » .
ديگر اين كه ، هدف از بيان اين مثال اين است كه هميشه نيكيها و خوبيها را از محلّ مناسبش طلب كنيد چرا كه تلاش و كوشش در محلهاى نامناسب چيزى جز هدر دادن نيروها محسوب نمىشود . « 2 »
احتمال سومى كه در تفسير اين آيه وجود دارد و مىتواند براى بحث ما مورد استفاده قرار گيرد اين است كه : در اين مثال انسانها به گياهان تشبيه شدهاند و محيط زندگى آنها به زمينهاى شور و شيرين ؛ در يك محيط آلوده ، پرورش انسانهاى پاك مشكل است هر چند تعليمات قوى و مؤثّر باشد ، همان گونه كه قطرات حياتبخش باران هرگز در شوره زار سنبل نمىروياند . به همين دليل ، براى تهذيب نفوس و تحكيم اخلاق صالح بايد به
هامش
( 1 ) . اين تفسير را فخر رازى به عنوان اوّلين احتمال در معنى آيه ، ذكر كرده است ( تفسير فخر رازى ، جلد 14 ، صفحهء 144 ) ؛ جمعى ديگر نيز آن را از ابن عبّاس نقل كردهاند .
( 2 ) . اين تفسير در مجمع البيان و تفسير الحديد در ذيل آيهء بالا مورد بحث قرار گرفته است .