استاد خصوصى لازم است بطورى كه اگر نباشد برنامهء تربيت و پرورش اخلاق و تقوا و ادامهء سير و سلوك مختل گردد ، چه بسيارند كسانى كه با استفاده از آيات قرآن و روايات اسلامى و كلمات بزرگان در كتب اخلاقى و التزام عملى به آنها ، اين راه را پيموده و به مقامات والايى رسيدهاند ، هر چند نمىتوان انكار كرد كه وجود استاد خصوصى و مدد گرفتن از انفاس قدسيّهء نيكان و پاكان وسيلهء خوبى براى نيل كمال و طىّ طريق در كوتاهترين مدّت و حلّ مشكلات اخلاقى مىباشد .
در نهج البلاغه نيز آمده است : « ايُّهَا النَّاسُ اسْتَصْبِحُوا مِنْ شُعْلَةِ مِصْباحٍ واعِظٍ مُتَّعِظٍ ؛ اى مردم چراغ دل را از شعلهء گفتار واعظى با عمل ، روشن سازيد ! » « 1 »
ولى متأسّفانه در بسيارى از اين موارد نتيجهء معكوس حاصل شده است ، و افرادى به عناوين مختلف ، خود را به عنوان مربّى اخلاق و استاد مقام ارشاد قلمداد كرده ، در حالى كه از رهزنان اين راه بودهاند و افراد پاكدل و حق طلب را به راه تصوّف يا طرق انحرافى ديگر ، و يا خداى نكرده به مفاسد اخلاقى ننگين كشانيدهاند ؛ به همين دليل ، ما به تمام پويندگان اين راه هشدار مىدهيم كه اگر مىخواهند استادى براى مسائل اخلاقى انتخاب كنند بسيار با احتياط گام بردارند و در اين انتخاب سختگير و دقيق باشند و هرگز به ظواهر عمل نكنند و به سوابق اشخاص ، خوب بنگرند و با مشورت با آگاهان دست به چنين انتخابى بزنند تا به مقصود خود نائل گردند .
نقش واعظ درون
دربارهء واعظ برون به اندازهء كافى صحبت شد ، اكنون سخن از واعظ درون است ؛ از بعضى از روايات اسلامى استفاده مىشود كه وجدان بيدار كه از آن به واعظ درون تعبير مىشود ، نقش مهمّى در پيمودن راه تكامل اخلاقى و تقوا دارد ، بلكه بدون آن پيمودن اين راه مشكل است .
در حديثى از امام علىّ بن الحسين عليه السلام آمده است كه فرمود : « ابْنَ آدَمَ انَّكَ لاتَزالُ
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 105 .