تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
دربارهء قيامت چيزى را مىدانى ؟ مردم دربارهء آن دو دسته‌اند : دستهء نخست :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ ،
آثار خوارى و زبونى بر اين چهره‌ها پيداست .
عامِلَةٌ ناصِبَةٌ .
« ناصبة » از نصب به معناى رنج گرفته شده و معناى جمله چنين است : صاحبان اين چهره‌ها در دنيا فراوان كار كردند و بسيار رنج كشيدند ، ليكن براى غير خدا . از اين رو ، آنان از عملشان جز خستگى و رنج در دنيا و دريغ و عذاب در آخرت ، بهره‌اى نگرفتند . بنابراين ، آسايش براى ديگران و بار بر دوش آنان بوده است . در نهج البلاغه آمده است : زيان‌كارترين مردم در دادوستد و نوميدترين آنان در كوشش و تلاش ، مردى است كه براى رسيدن به آرزوهاى خود ، بدنش را فرسوده كند و قضا و قدرها وى را به خواسته‌اش يارى نكند و با حسرت و دريغ از دنيا برود و با گناهانش به آخرت وارد شود .
تَصْلى ناراً حامِيَةً ،
به وسيلهء آتش سوزان داغ مىشوند .
تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ ،
چشمه بسيار گرم . « آنية » از « أنى الماء يأنى » گرفته شده ، يعنى آب داغ شد و داغى آن در نهايت درجهء خودش رسيد . از اين قبيل است آيهء :
« يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ
؛ و اكنون در ميان آن و آب جوشان مىگردند » . « 1 »
لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ .
صاحب القاموس المحيط مىگويد : ضريع يك نوع گياهى است كه به خاطر پليدىاش ، هيچ جنبنده‌اى بدان نزديك نمىشود . در هر حال ، گياهى است بىارزش و زيان‌آور و كافى است كه خوراك دوزخيان باشد .
لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ ،
نه زيانى را دفع مىكند و نه منفعتى را جلب . دستهء دوم :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ ،
چهره‌هايى بشّاش و زيبا .
لِسَعْيِها راضِيَةٌ ،
از پاداش و مزدى كه در آخرت براى كار خود در دنيا دريافت مىكنند خشنودند .
فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ ،
بهشتى كه در تمامى ويژگىها و مزاياى خود ، عالى و بزرگ است . از اين
هامش
( 1 ) . رحمن ( 55 ) آيه 44 .