تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
چهره‌هايى تازه باشند . ( 8 ) از كار خويشتن خشنود . ( 9 ) در بهشتى برين . ( 10 ) كه در آن سخن لغو نشنوند . ( 11 ) و در آن چشمه‌سارها روان باشد . ( 12 ) و تخت‌هايى بلند زده . ( 13 ) و سبوهايى نهاده . ( 14 ) و بالش‌هايى بر روىهم چيده . ( 15 ) و فرش‌هايى گسترده . ( 16 ) آيا به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده ؟ ( 17 ) و به آسمان كه چسانش برافراشته‌اند ؟ ( 18 ) و به كوه‌ها كه چگونه بركشيده‌اند ؟ ( 19 ) و به زمين كه چسان گسترده شده ؟ ( 20 ) پس پند ده كه تو پند دهنده‌اى هستى . ( 21 ) و بر آنان فرمانروا نيستى . ( 22 ) مگر آن كس كه روى گردان شد و كفر ورزيد . ( 23 ) پس خدايش به عذاب بزرگ‌تر عذاب مىكند . ( 24 ) هر آينه بازگشتشان به سوى ماست . ( 25 ) سپس حسابشان با ماست . ( 26 )

اعراب

ابن خالويه در كتاب اعراب ثلاثين سوره گفته است : « هل » در لفظ استفهام و به معناى « قد » است و در قرآن هرچه جملهء « هل اتاك » وجود دارد به معناى « قد اتاك » است . « وجوه » مبتدا و « خاشعة » خبر است و « يومئذ » متعلق به آن مىباشد . « عاملة » خبر دوم و « ناصية » خبر سوم است . « راضية » بدل از « ناعمة » و « لسعيها » متعلق به « راضية » است . « فيها » خبر مقدّم و « سرر » مبتداى مؤخّر . « مرفوعة » صفت براى « سرر » . « كيف » مفعول مطلق و به معناى « اىّ خلق خلقت » مىباشد ، يا اين‌كه حال و به معناى « على أىّ حال خلقت » است . « الّا من تولّى » استثناى منقطع است : « لكن من تولّى » .

تفسير

هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ .
خطاب براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، ليكن سبب خطاب تمامى مردم را دربر مىگيرد . « الغاشية » : قيامت . قيامت را بدين سبب غاشيه ناميده‌اند كه سختىها و هراس‌هاى آن ، مردم را فرو مىپوشاند و معناى آيه چنين است : آيا