چهرههايى تازه باشند . ( 8 )
از كار خويشتن خشنود . ( 9 )
در بهشتى برين . ( 10 )
كه در آن سخن لغو نشنوند . ( 11 )
و در آن چشمهسارها روان باشد . ( 12 )
و تختهايى بلند زده . ( 13 )
و سبوهايى نهاده . ( 14 )
و بالشهايى بر روىهم چيده . ( 15 )
و فرشهايى گسترده . ( 16 )
آيا به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده ؟ ( 17 )
و به آسمان كه چسانش برافراشتهاند ؟ ( 18 )
و به كوهها كه چگونه بركشيدهاند ؟ ( 19 )
و به زمين كه چسان گسترده شده ؟ ( 20 )
پس پند ده كه تو پند دهندهاى هستى . ( 21 )
و بر آنان فرمانروا نيستى . ( 22 )
مگر آن كس كه روى گردان شد و كفر ورزيد . ( 23 )
پس خدايش به عذاب بزرگتر عذاب مىكند . ( 24 )
هر آينه بازگشتشان به سوى ماست . ( 25 )
سپس حسابشان با ماست . ( 26 )
اعراب
ابن خالويه در كتاب اعراب ثلاثين سوره گفته است : « هل » در لفظ استفهام و به معناى « قد » است و در قرآن هرچه جملهء « هل اتاك » وجود دارد به معناى « قد اتاك » است . « وجوه » مبتدا و « خاشعة » خبر است و « يومئذ » متعلق به آن مىباشد . « عاملة » خبر دوم و « ناصية » خبر سوم است . « راضية » بدل از « ناعمة » و « لسعيها » متعلق به « راضية » است . « فيها » خبر مقدّم و « سرر » مبتداى مؤخّر . « مرفوعة » صفت براى « سرر » . « كيف » مفعول مطلق و به معناى « اىّ خلق خلقت » مىباشد ، يا اينكه حال و به معناى « على أىّ حال خلقت » است . « الّا من تولّى » استثناى منقطع است : « لكن من تولّى » .
تفسير
هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ .
خطاب براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، ليكن سبب خطاب تمامى مردم را دربر مىگيرد . « الغاشية » : قيامت . قيامت را بدين سبب غاشيه ناميدهاند كه سختىها و هراسهاى آن ، مردم را فرو مىپوشاند و معناى آيه چنين است : آيا