ابو لهب خارها را گرد مىآورد و آنها را بر سر راه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پخش مىكرد .
فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ .
« الجيد » : گردن ، « المسد » : ليف . پس از آنكه خداوند زن ابو لهب را به عنوان هيزمكش توصيف كرده ، اين صورت شگفتانگيز را به او داده است : او هيزم را با يك طرف ريسمان بر سرش مىبندد و طرف ديگر آن را در گردنش و گويى هيزم تاج است و ريسمان گردنبند .
پرسش : بسيارى از سركردگان شرك نظير عقبة بن ابى معيط ، ابو جهل ، وليد بن مغيرة ، عاص بن وائل و ديگران با مكتب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله جنگيدند و او را آزار دادند و با اين وجود ، قرآن آشكارا از آنان نام نبرده است . پس چرا تنها از ابو لهب ياد كرده است و خدا دربارهء او اين سوره را فرو فرستاده ، نه دربارهء ديگران ؟
شيخ محمّد عبده پاسخ داده است : ابو لهب از تمامى دشمنان دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مشهورتر و بزرگترين نمايندهء آنان بود و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از حركات او متأثّر شده بود و به همين دليل ، خداوند تنها از او نام برده ، نه از ديگران .
شيخ محمّد عبده تفسير اين سوره را با اين سخنش به پايان مىبرد : هركس به تو بگويد : براى تو روا نيست كه در هيچكدام از احكام به كتاب خدا و سنّت پيامبرش استناد كنى ، هرچند به درجهء بالايى از دانش رسيده باشى ، بلكه بر تو واجب است كه به ديدگاه فلان و نظريه فلان رجوع كنى ، چنين كسى همان ابو لهب است و نيز آن زنى كه سخنچينى كند و در ميان مردم به تبهكارى بپردازد ، او همان حمّالة الحطب [ - هيزمكش ] است كه در گردنش ريسمانى از ليف خرما مىباشد .