نمىخورد ، جز اينكه اين جملهء اسميه و آن جملهء فعليه است . امّا جملهء :
« وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ »
را عينا تكرار كرده است ؟
مفسّران از اين پرسش چند پاسخ دادهاند و از جملهء آنها پاسخ صاحب مجمع البيان است و آن اينكه مراد از سخن خداوند در مرتبهء نخست :
« لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ * وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ »
آن است كه هم اكنون و در همين حالت . . . و مراد از سخن او در
مرتبهء دوم :
« وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ * وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ »
آن است كه در آينده . . .
بنابراين ، تفاوت از لحاظ زمان حال و استقبال است . ايرادى كه بر اين پاسخ و نظريه وارد است آن است كه هركدام از اين دو براى حال و استقبال صلاحيت دارد و سخن شما نياز به دليل دارد [ در حالى كه شما دليل نداريد ] .
از جملهء پاسخها چيزى است كه ابو مسلم آن را گفته و شيخ محمّد عبده هم آن را برگزيده است و آن اينكه « ما » اول اسم موصول و به معناى « الّذى » است و مراد از آن نفس معبود مىباشد و « ما » دوم مصدريه است و مراد از آن خود عبادت مىباشد . بر اين اساس معناى سخن خدا چنين است : معبود من غير از معبود شما و عبادت من غير از عبادت شماست و من نه معبود شما را مىپرستم و نه عبادت شما را مىپذيرم و شما هم همينطور . ايرادى كه براين پاسخ وارد است ، آن است كه عبادتى بدون معبود نيست و ذكر يكى از اين دو از ذكر ديگرى بىنياز مىكند .
از جملهء پاسخها آن است كه فايدهء تكرار تأكيد است و هر اندازه كه نياز به تأكيد شديدتر باشد ، تكرار زيباتر است و هيچچيزى نيازمندتر به تأكيد ، از نفى شرك براى خدا نيست و همين دليل ، زيبايى تأكيد است و ما هم همين نظريه را مىپذيريم .
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ .
ياى متكلم حذف شده و در تقدير ، « دينى » بوده است .
معناى آيه چنين است : كفر و شرك از آن شما و اخلاص و يگانهپرستى از آن من است و من هيچ رابطهاى با شما و آنچه مىپرستيد ندارم و شما هم همينطور . اين جمله ، نوعى هشدار و وعدهء به عذاب است و از اين قبيل مىباشد آيهء 41 از سورهء يونس :
« شما از كار من بيزاريد و من از كار شما بيزارم » .