اينجا تمامى نعمتهاى خداوند بر پيامبرش است ، چون واژهء « كوثر » كثرت و فراوانى است كه اندازه و مقدار معيّن ندارد . به سعيد گفتند : گروهى مىگويند : كوثر نهرى است در بهشت ؟ او در پاسخ گفت : اين نهر از همان خير كثيرى است كه خدا آن را به محمّد صلّى اللّه عليه و إله عطا كرده است . ليكن ستمكاران ثروتمند ، اين كوثر را حقير مىشمردند و آن را چيزى به حساب نمىآوردند و دربارهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىگفتند : « چرا گنجى بر او افكنده نمىشود ؟ » . « 1 »
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ .
پس از آنكه خداوند به پيامبرش يادآورى كرده كه نعمتهاى فراوانى به او بخشيده ، به او دستور داده است كه از او سپاسگزارى كند و نماز و اعمالش ، تنها براى خدا باشد . در روايتى آمده است : مراد از نحر در اينجا ، بالا بردن دو دست در برابر صورت در هنگام رو به قبله كردن براى نماز است .
إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ .
اين آيه ، جملهء مستأنفه است . « الشانئ » : دشمن ، از « شنآن » به معناى دشمنى گرفته شده است . مفسّران دربارهء اينكه مراد از « ابتر » چيست ، اختلاف دارند . نزديكترين اقوال به صواب آن است كه دشمن محمّد صلّى اللّه عليه و إله بسان غبار هوا نه اثرى دارد و نه يادى ، امّا نام و ياد محمّد صلّى اللّه عليه و إله تا بقاى خداوند باقى خواهد بود . بيشترين مفسّران برآنند كه يكى از مشركان به محمّد صلّى اللّه عليه و إله گفت : ابتر : او فرزندى ندارد . بنابراين ، خدا به او خبر داد كه همين گوينده خودش ابتر است ، هرچند وى فرزندانى دارد .
البته ، گرد آوردن اين دو معنا ، هيچ مانعى ندارد .
شيخ محمّد عبده مىگويد :
دشمنان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با شخص او دشمنى نداشتند ، چون شخص او محبوب دلها بود و دشمنان تنها با آنچه وى براى هدايت مردم آورده بود ، دشمنى داشتند . از جملهء كسانىكه با آنچه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آورده ، دشمنى دارند و از مصاديق ابتر مىباشند ، افرادى هستند كه كتاب خدا را رها مىكنند و به پندارها و سخنان غيرمعصومين چنگ مىزنند و بدعتها
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيه 12 .