تفسير
اختلاف كردهاند : آيا اين سوره جدا از سورهء فيل است و يا اينكه اين دو يك سوره هستند ؟ حافظ محمّد بن احمد كلبى در تفسير التسهيل مىگويد : « مؤيّد اين نظريه كه هر دو سوره يك سوره مىباشند ، آن است كه اين دو سوره در مصحف ابى بن كعب به صورت يك سوره آمدهاند و هيچگونه فاصلهاى ميان آن دو وجود ندارد و عمر اين دو سوره را در يك ركعت از نماز مغرب قرائت كرده است » . اين نظريه با نظريه شيعهء اماميه همخوانى دارد . صاحب الظلال گفته است : « اين سوره چه از لحاظ موضوع و چه از لحاظ فضاى موجود در آن ، نشان مىدهد كه ادامهء سورهء فيل است كه پيش از آن آمده است » .
لِإِيلافِ قُرَيْشٍ .
« ايلاف » به معناى انس گرفتن و متضادّ وحشت كردن است .
« قريش » : نام يكى از قبايل عربى از فرزندان نضر بن كنانه است . در برخى از تفاسير آمده است : قريش تصغير « قرش » است كه به معناى تجارت مىباشد . اين قبيله بدين نام ، نامگذارى شدهاند ، زيرا آنان تجارت مىكردند و سخن خداوند نيز به همين مطلب اشاره دارد :
إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ .
مردم مكّه در قرن ششم ميلادى به سه دسته تقسيم مىشدند : دستهء نخست ، قريش بود كه از تمامى حقوق برخوردار بود . دستهء دوم ، همپيمانان قريش و آنان گروهى از عربها بودند .
دستهء سوم بردگانى بودند كه مالك هيچچيز ، حتّى مالك خودشان هم نبودند .
قريش بهمنظور تجارت ، دو بار مسافرت مىكردند : يكبار در فصل زمستان كه به يمن مىرفتند و يكبار در تابستان كه به شام سفر مىكردند . آنان در اين سفر تجارتى خود با كمال امنيّت مىرفتند و با كمال سلامتى برمىگشتند و هيچكس آنان را آزار نمىدادند . چه ، آنان چنانكه مفسّران گفتهاند ساكنان مكّه و همسايگان بيت اللّه الحرام بودند و يا اينكه به گمان ما ، عربها نمىتوانستند از حج و زيارت مكّه بىنياز باشند .