و شعلهور مىشود ، تا شايد او از گناهانش توبه كند و به سوى پروردگارش برگردد .
لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى * الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى .
« يصلاها » : در آتش وارد و در آن عذاب مىگردد . برخى گفتهاند : مراد از « أشقى » در اينجا كافر است . شيخ محمّد عبده مىگويد : « الأشقى كسى است كه شقاوت او از ديگران بيشتر باشد » . نظريه درست آن است كه از لحاظ وارد شدن در آتش ، معناى تفضيل در اينجا مقصود نيست ، چون هيچ انسان شقى و بدبختى نيست ، مگر اينكه عذاب آتش را مىچشد : « امّا بدبختان در آتشند و مردمان را در آنجا نالهاى زار و خروشى سخت بود » . « 1 »
و تفاوت ميان شقىّ و اشقى در دردناك بودن و شدّت عذاب است ، نه در اصل عذاب . بنابراين ، مراد از أشقى ، در اينجا كسى است كه خدا را عصيان كند و از فرمانش روى گرداند ، خواه روى گردانيدن او بدينسبب باشد كه به خدا و آيينش ايمان ندارد و يا اينكه ايمان داشته باشد ، ليكن كوتاهى كند و آيين خدا را سبك بشمارد . هيچ تفاوتى ميان اين دو نيست ، زيرا ايمان وسيلهء عمل است ، نه هدف ، چون به نصّ قرآن ثابت شده كه اگر كسى ايمان بياورد و برطبق آن عمل نكند به منزلهء كافر است . خداوند مىفرمايد : « ايمان كسىكه پيش از آن ايمان نياورده و يا به هنگام ايمان كار نيكى انجام نداده است براى او سودى نخواهد داشت » . « 2 » مقصود آن است كه چه اصلا ايمان نياورد و چه ايمان بياورد و عمل نكند ، هيچكدام سودى ندارد .
وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى .
« هاء » در « سيجنّبها » به آتش برمىگردد . « يجنّبها » از عواملى كه انسان را به سوى آتش مىكشاند دورى مىكند و اين عوامل عبارتند از محارم خدا .
بنابراين ، مراد از « أتقى » ، تقى است .
الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى .
« يؤتى » از « ايتاء » گرفته شده كه به معناى عطا كردن است . معناى آيه چنين مىباشد : او مالش را در راه نيكى بخشش و انفاق مىكند ، تا خويشتن را از گناهان پاك سازد و به خدا نزديك شود و
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيه 106 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيه 158 .