إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها
؛ به پى كردن آن شتر ماده شتافت . از آغاز هزاران سال است كه اين اشقا [ مرد بدبختى كه شتر را پى كرد ] بر اثر شقاوتش ضرب المثل شده است .
فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها .
مراد از « رسول اللّه » صالح است و مراد از « ناقة اللّه » ، ناقهء او كه معجزهء او هم بود . « سقياها » به آنچه در آيهء 155 و ما بعدش از سورهء شعرا آمده است ، اشاره دارد : « گفت : [ صالح به قومش ] اين ماده شتر من است . يك روز آب خوردن حق او باشد و يك روز حق شما . به آن آسيبى مرسانيد كه عذاب روزى بزرگ شما را فرو مىگيرد . آن را پى كردند و پشيمان شدند . پس عذاب آنها را فرو گرفت » .
فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها .
خداى سبحان فرمود :
« فعقروها » ، به رغم اينكه پىكننده يك نفر است ، زيرا آنان از كار او خشنود بودند و حتّى وى را بر اين كار تشويق هم كردند . چنانكه در آيهء 29 از سورهء قمر آمده است :
« يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پىكرد » . « دمدم عليهم » : عذاب را بر سر آنان فرو ريخت . « فسوّاها » : خانههايشان را بر سر تمامى ساكنانش ويران كرد كه نه بزرگ آنان رهايى يافت و نه كوچكشان . « و بترسيد از فتنهاى كه تنها ستمكارانتان را در بر نخواهد گرفت » . « 1 » دربارهء ثمود و پيامبرشان صالح پيشتر بارها سخن گفته شد و آخرين بار در آيهء 9 از سورهء فجر بود .
وَ لا يَخافُ عُقْباها .
بيشتر مفسّران گفتهاند :
ضمير مستتر در « و لا يخاف » به خدا برمىگردد : خداوند قوم ثمود را به هلاكت رسانيد و از پيامد هلاكت آنان بيم نداشت . برخى گفتهاند : ضمير به « أشقاها » برمىگردد و در اين سخن خدا تقديم و تأخير صورت گرفته و در تقدير چنين است : « اذ انبعث أشقاها و لا يخاف عقباها فقال لهم رسول اللّه . . . » جايز است كه ضمير به خدا برگردد ، بدينمعنا كه خدا را در كارى كه انجام مىدهد ، معارض و مخالفت كنندهاى نيست « بگو : همهء كارها به دست خداست » . « 2 »
هامش
( 1 ) . انفال ( 7 ) آيه 25 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيه 154 .