دارايىاش به حالش سود نبخشد . ( 11 )
و آنچه بر ماست راهنمايى است . ( 12 )
و از آن ماست آن جهان و اين جهان . ( 13 )
پس شما را از آتشى كه زبانه مىكشد مىترسانم . ( 14 )
جز اهل شقاوت بدان درنيافتد . ( 15 )
آنكه تكذيب كرد و روىگردان شد . ( 16 )
و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند . ( 17 )
آنكه مال خويش مىبخشد و پاكى مىجويد . ( 18 )
و هيچكس را حقّى بر او نباشد كه اينك پاداش خواهد . ( 19 )
مگر جستن خشنودى پروردگار والاى خويش . ( 20 )
و زودا كه خشنود شود . ( 21 )
اعراب
« و اللّيل » . واو براى قسم است . « و ما خلق الذكر » . « ما » مصدريه مىباشد : « و خلق الذكر » ، « انّ سعيكم » جواب قسم است . « فأمّا » براى تفصيل است . « بالحسنى » صفت براى محذوف : « بالخصلة الحسنى » . از اين قبيل است « لليسرى » . « تلظّى » در اصل ، « تتلظى » بوده است . « الّذى كذّب » صفت براى « الأشقى » . « الّذى يؤتى » صفت براى « الأتقى » . « من » از لحاظ اعراب زايد ، « نعمة » مبتدا و جملهء « تجزى » صفت براى « نعمة » است . « ابتغاء » مفعول لاجله براى « تجزى » مىباشد .
تفسير
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى * وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى .
« يغشى » : اشيا را مىپوشاند .
« تجلّى » : آشكار شود . اين قسم خداوند همانند قسم او در سورهء پيشين است كه گفت : « و النّهار اذا جلّاها و اللّيل اذا يغشاها » . در آنجا بيان كرديم كه هدف از سوگند به تاريكى و روشنايى ، توجّه دادن به منافع اين دو مىباشد .
وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى .
« ما » در اينجا مصدريه است : « و خلق الذكر و الانثى » . اين آفرينش نر و ماده در هر موجود زندهاى به چشم مىخورد : انسان باشد ، يا حيوان و يا گياه و به وسيلهء همين آفرينش است كه نسلگيرى انجام مىشود و زندگى