كه به نى شباهت دارد .
السلسبيل : گواراست و آسان از گلو پايين مىرود .
السندس : يك نوع ابريشم نازك .
الاستبرق : ابريشم درشت و ستبر .
اعراب
« يوما » مفعولبه بنابر حذف مضاف : « عذاب يوم » .
« عَلى حُبِّهِ »
متعلّق به محذوف ، حال از فاعل
« يُطْعِمُونَ » :
كائنين على حبه » . « نضرة » مفعول دوم براى « لقّاهم » ، زيرا به معناى « اعطاهم » است . « متكئين » حال از فاعل « جزاهم » . « دانية » عطف است بر « متّكئين » . « ظلالها » فاعل « دانية » . « قواريرا » نخست ، با تنوين ، خوانده مىشود ، با اين كه غيرمنصرف است ، زيرا در پايان آيه قرار گرفته و بايد با « تذليلا » و « تقديرا » [ كه در پايان آيه قرار دارند ] هماهنگى پيدا كند . « قوارير » دوم بدل از « قوارير » نخست مىباشد . « عينا » بدل از « زنجبيل » . « ثمّ » ظرف است و بهمعناى « هناك » مىباشد . در تفسير بيضاوى و ديگران آمده است كه « عاليهم » حال از ضمير « عليهم » است و « ثياب » فاعل « عاليهم » ، زيرا بهمعنا ىتعلوهم ثياب سندس است .
تفسير
خداوند پس از آنكه به برخى از آنچه براى نيكوكاران آماده كرده اشاره نمود ، اكنون مىگويد : آنان بهخاطر دارا بودن سه ويژگى ، سزاوار اين نعمتها شدند :
1 .
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ .
نذر در لغت بهمعناى وعده است و در شرع بدين معناست كه فرد بالغ و عاقل ، خود را به انجام دادن و يا ترك چيزى بهخاطر خدا متعهّد كند ، مشروط بر اينكه در اين فعل و ترك ، خشنودى خداوند باشد و در غير اين صورت ، سخن نذركننده ، از ديدگاه صاحبنظران و محققان ، سخن بيهوده خواهد بود ، نه نذر .