شرّ آنروز نگهداشت و آنان را طراوت و شادمانى بخشيد . ( 11 )
و به پاداش صبرى كه كردهاند پاداششان را بهشت و حرير داد . ( 12 )
درآنجا بر تختها تكيه زدهاند نه هيچ آفتابى مىبينند و نه سرمايى . ( 13 )
سايههاى درختانش بر سرشان افتاده و ميوههايش به فرمانشان باشد . ( 14 )
كاسههاى سيمين و كوزههاى شراب ميانشان به گردش درمىآيد . ( 15 )
كوزههايى از سيم كه آنها را به اندازه پر كردهاند . ( 16 )
درآنجا جامى بنوشانندشان كه آميخته با زنجبيل باشد . ( 17 )
از چشمهاى كه آن را سلسبيل مىگويند . ( 18 )
همواره پسرانى به گردشان مىچرخند كه چون آنها را ببينى ، پندارى مرواريد پراكندهاند . ( 19 )
چون بنگرى ، هرچه بنگرى نعمت فراوان است و فرمانروايى بزرگ . ( 20 )
بر تنشان جامههايى است از سندس سبز و استبرق و به دستبندهايى از سيم زينت شدهاند و پروردگارشان از شرابى پاكيزه سيرابشان سازد . ( 21 )
اين پاداش شماست و از كوششتان سپاسگزارى شده است . ( 22 )
واژگان
مستطيرا : فراگير ، پراكنده .
عبوسا : چهرهها در آنروز ترش و گرفته مىشود .
قمطريرا : سخت و تاريك .
نضرة : زيبا .
أرائك : جمع اريكه : تخت .
زمهريرا : سرماى سخت .
دانية : آسوده و راحت .
أكواب : جمع كوب : ظرفى كه نه دستگيره دارد و نه لوله .
قوارير : جمع قارورة : ظرف شيشهاى .
الزنجبيل : شيخ مغربى در تفسير جزء تبارك گفته است : زنجبيل ريشهء گياهى است