تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
شرّ آن‌روز نگه‌داشت و آنان را طراوت و شادمانى بخشيد . ( 11 ) و به پاداش صبرى كه كرده‌اند پاداششان را بهشت و حرير داد . ( 12 ) درآن‌جا بر تخت‌ها تكيه زده‌اند نه هيچ آفتابى مىبينند و نه سرمايى . ( 13 ) سايه‌هاى درختانش بر سرشان افتاده و ميوه‌هايش به فرمانشان باشد . ( 14 ) كاسه‌هاى سيمين و كوزه‌هاى شراب ميانشان به گردش درمىآيد . ( 15 ) كوزه‌هايى از سيم كه آنها را به اندازه پر كرده‌اند . ( 16 ) درآن‌جا جامى بنوشانندشان كه آميخته با زنجبيل باشد . ( 17 ) از چشمه‌اى كه آن را سلسبيل مىگويند . ( 18 ) همواره پسرانى به گردشان مىچرخند كه چون آنها را ببينى ، پندارى مرواريد پراكنده‌اند . ( 19 ) چون بنگرى ، هرچه بنگرى نعمت فراوان است و فرمانروايى بزرگ . ( 20 ) بر تنشان جامه‌هايى است از سندس سبز و استبرق و به دست‌بندهايى از سيم زينت شده‌اند و پروردگارشان از شرابى پاكيزه سيرابشان سازد . ( 21 ) اين پاداش شماست و از كوششتان سپاس‌گزارى شده است . ( 22 )

واژگان

مستطيرا : فراگير ، پراكنده . عبوسا : چهره‌ها در آن‌روز ترش و گرفته مىشود . قمطريرا : سخت و تاريك . نضرة : زيبا . أرائك : جمع اريكه : تخت . زمهريرا : سرماى سخت . دانية : آسوده و راحت . أكواب : جمع كوب : ظرفى كه نه دستگيره دارد و نه لوله . قوارير : جمع قارورة : ظرف شيشه‌اى . الزنجبيل : شيخ مغربى در تفسير جزء تبارك گفته است : زنجبيل ريشهء گياهى است