تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 798

مساهمون:

ص٧٩٨
و نه چشم ، به فضايى كه در آن از گوش و چشم برخوردار شده است ، ليكن بدون انديشه و ادراك و كاملا همانند حيوان . 5 .
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً .
خداى سبحان در اين آيه به انتقال انسان از زندگى حيوانى به زندگى انسانى اشاره مىكند ، بدين معنا كه پس از كامل‌شدن شكل اندامى و حواسّ ظاهرى انسان ، خداوند عقل و ادراك را به او بخشيده است ، تا وى حق و باطل و هدايت و گمراهى را تشخيص دهد . نيز خداوند به او آزادى بخشيده ، تا براثر برخوردارى از عقل و آزادى ، شايستگى بر دوش‌گرفتن مسئوليّت و استحقاق پاداش و مجازات را پس از بيان و ارائه دليل پيدا كند . خدا از هدايت به شكر و از گمراهى به كفر تعبير كرده ، زيرا هدايت ، فرمانبردارى از خدا و كفر ، نافرمانى از اوست . به‌منظور بهتر روشن‌شدن سخن فوق ، به مقايسه ميان انسان و ساير موجودات زمينى ، به‌طور كلّى ، اشاره مىكنيم : اين موجودات به دو نوع تقسيم مىشوند : جامد كه در آن ، نه زندگى است و نه رشد نظير خاك ، سنگ‌ها و معادن و موجودات زنده كه بر سه نوع هستند : 1 . زندگى گياهى . از ويژگىهاى اين زندگى ، حركت و رشد است ، امّا بدون احساس و درك ، چون گياه حركت و رشد دارد ، ليكن احساس و شعور ندارد و از شنوايى و بينايى برخوردار نمىباشد . 2 . زندگى حيوانى . ويژگىهاى حيوان عبارتند از : حركت ، رشد ، احساس ، شعور ، شنيدن و ديدن ، ليكن بدون انديشيدن و درك‌كردن در غالب حيوانات و يا اين‌كه تنها جزئيات را درك مىكنند ، نه كليات را . 3 . زندگى انسانى . از ويژگىهاى انسان آن است كه حركت مىكند ، رشد دارد ، مىشنود ، مىبيند و بالاتر از همهء اينها ، جزئيات و كليات را درك مىكند و بسيارى از آنچه را كه در گذشته بوده مىداند و بسيارى از آنچه را كه در آينده خواهد بود ،