تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦

اعراب

« هل » دراين‌جا از ديدگاه مفسّران به‌معناى « قد » است . « السبيل » مفعول دوم براى « هديناه » ، زيرا به‌معناى « عرّفناه » و يا « أريناه » مىباشد . « امّا » ادات تفصيل . « شاكرا » و « كافرا » هردو ، حال از « ها » ى « هديناه » است . « عينا » مفعول براى فعل محذوف : اعنى عينا » . صاحب مجمع البيان مىگويد : « با » در « بها » زايد است . صاحب مغنى اللبيب مىگويد : ظاهر آن است كه « با » به‌معناى الصاق و چسبيدن باشد . اين ديدگاه بدين معناست كه « شرب » گاهى متعدى بنفسه است همانند شربت الماء و گاهى به‌وسيلهء « با » متعدّى مىشود نظي رشربت بالماء » .

تفسير

هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً .
اين آيه به شكل استفهام است و اين استفهام به‌معناى تأكيد و تحقيق مىباشد و هدف از استفهام [ و پرسش دراين‌جا ] آن است كه انسان بينديشد و به عقلش رجوع كند و از او بپرسد : چه قدرتى وى را از نيستى به‌وجود آورده ، چه‌چيزى وى را هست كرده ، چگونه او را از مرحله‌اى به مرحله‌اى انتقال داده است و او به كجا خواهد رفت ؟ امام على عليه السّلام در اين‌باره مىگويد : « خداى رحمت كند انسانى را كه بداند از كجا آمده ، در كجا هست و به كجا مىرود ؟ » . اين همان هدفى است كه آيهء مباركه درپى آن است . اكنون به‌طور اختصار ، آنچه را كه اين آيه و مابعدش بدان اشاره دارد ، يعنى مراحل تحوّل و رشد وجود انسان را بيان مىكنيم . امّا اين موضوع را كه انسان در كجا هست و به كجا مىرود ، قبلا در تفسير آيات مربوط به دنيا و آخرت ، بيان كرديم : 1 .
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً .
مدّت زمان زيادى گذشت كه از انسان در آن ، اثر و خبرى نبود . از اين‌قبيل است اين سخن خداوند : « و