تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
آدمى به ياد ندارد كه او را پيش از اين آفريده‌ايم و او خود چيزى نبوده است ؟ » . « 1 » كارشناسان مىگويند : انسان از پنج هزار ميليون سال پيش بر روى اين كرهء خاكى به‌وجود آمده است . « و پروردگار تو به آنچه در آسمان‌ها و زمين است آگاه‌تر است » . « 2 » 2 . آن‌گاه ، خداوند آدم ابو البشر را از خاك آفريد : « مثل عيسى در نزد خدا چون مثل آدم است كه او را از خاك بيافريد » . « 3 » با آفرينش آدم عليه السّلام انسان از مرحلهء نيستى به مرحلهء وجود خاكى و جامد گام مىنهد ، مرحله‌اى كه در آن ، نه زندگى است و نه رشد . 3 .
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ .
اين آيه به انتقال انسان از مرحلهء وجود خاكى به مرحلهء وجود آبى اشاره دارد . اين وجود آبى ، همان نطفهء انسان است كه از عناصر مختلف تشكيل مىشود كه امام على عليه السّلام با سخنانش به اين عناصر اشاره كرده است : « طينت‌هاى گوناگون [ هم‌چون سفيدى استخوان و سرخى خون و سياهى مو ] ، چيزهايى نظير يك‌ديگر [ مانند استخوان و دندان ] و حالاتى متضادّ يك‌ديگر و اخلاط متباين از گرمى و سردى و خشكى و ترى به او بخشيد » . برخى از نشانه‌هاى طينت‌هاى رنگارنگى كه ما آن را در انسان مىبينيم عبارتند از : سياهى چشم و سفيدى صورت . از آثار چيزهاى نظير يك‌ديگر در انسان ، استخوان‌هاى شانه‌ها و ساق‌هاست . از جمله آثار چيزهاى متضادّ در وجود انسان ، دوستى و دشمنى ، آز و قناعت ، فروتنى و تكبّر ، جدال خرد و شهوت و امثال آن است . با اين بيان ، به تفسير سخن خداوند :
« نَبْتَلِيهِ »
پى مىبريم . چه ، انسان براثر جنگ و جدال موجود ميان وجدان و خواسته‌هايش ، رنجهاى تلخى را مىبيند . 4 .
فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً .
اين جمله به منتقل‌شدن انسان از مرحلهء نطفه كه با گذشت روزها ، زندگى در آن به جريان افتاده درحالىكه انسان در شكم مادرش بوده است ، اشاره دارد و به منتقل‌شدن او از تاريكى شكم ، جايىكه او در آن ، نه گوش دارد
هامش
( 1 ) . مريم ( 19 ) آيه 67 . ( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيه 55 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيه 59 .