تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
كسانش رفته است . ( 33 ) واى بر تو پس واى بر تو . ( 34 ) بازهم واى بر تو ، پس واى بر تو . ( 35 ) آيا انسان مىپندارد كه او را به حال خود واگذاشته‌اند ؟ ( 36 ) آيا او نطفه‌اى از منى كه در رحمى ريخته شده نبوده است ؟ ( 37 ) سپس لخته‌اى خون ؟ آن‌گاه به اندام درستش بيافريد . ( 38 ) و آنها را دو صنف كرد : نر و ماده . ( 39 ) آيا خداوند قادر نيست كه مردگان را زنده سازد . ( 40 )

واژگان

ناضرة : با ضاد ، از « نضرة » به‌معناى زيبايى گرفته شده است . ناظرة : با ظاء از نظر به‌معناى نگاه‌كردن با چشم و يا با انديشه ، گرفته شده است . باسرة : ترش ، درهم كشيده . فاقرة : عذاب كمرشكن . التّراق : جمع ترقوه : استخوان بالاى سينه . الرّاقى : كسىكه افسون مىكند .
الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ :
كنايه از سختى كار است و از اين قبيل است جمله : قامت الحرب على ساق . المساق : از يسوق گرفته شده است : تشويق‌كردن به حركت و راه‌رفتن . يتمطّى : با تكبّر راه‌رفتن . أولى : سزاوارتر . سدى : مهمل ، رها . يمنى : ريخته مىشود .

اعراب

« وجوه » مبتدا و « ناضرة » خبر اول و « ناظرة » خبر دوم است ،
« إِلى رَبِّها »
متعلق بدان