تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
خود ، پاى فشاريد ، حال شما چگونه خواهد بود ؟ آيا با اختيار خودتان به خودتان ستم مىكنيد و خود را در معرض خشم و عذاب خدا قرار مىدهيد ؟ !
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ .
بيش‌تر كسانى كه در آغاز دعوت ، به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پاسخ مثبت دادند ، از مستضعفان بودند . از اين‌روى ، سركردگان ستمگر آن را وسيله‌اى براى خرده گرفتن به رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله قرار دادند . چه ، براساس پندار آنان ، حق از راه ثروتمندان شناخته مىشود ، نه از راه مردان حق و هرچه را كه ديگران مىكنند باطل است ؛ ليكن كسىكه با حق ستيز كند ، حق هم با او مىستيزد . بدين سبب ، ديرى نگذشت كه بردهء حبشى ( بلال ) ، بر پشت‌بام كعبه برآمد و فرياد زد : لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه . پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله بت‌هاى قريش را شكست و آنها را لگدمال كرد ، درحالىكه مىگفت : « حق آمد و باطل رفت كه باطل از بين رفتنى است » . در تفسير رازى آمده است كه كنيز عمر اسلام آورد و او آن‌قدر اين كنيز را كتك مىزد تا اين‌كه سست مىشد . كافران گفتند : اگر اسلام خوب مىبود ، كنيز عمر بر ما پيشى نمىگرفت . ليكن خود عمر نيز پس از آن اسلام آورد و با روميان و ايرانيان بر سر اسلام جنگيد .
وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ
ضمير « لم يهتدوا » و « سيقولون » به كافران قريش و ضمير « به » به قرآن برمىگردد . ستمكاران ، قرآن را « قديم » توصيف كردند ؛ زيرا به گمان آنها در قرآن خرافات و افسانه‌هايى است كه روزگار ، آنها را از ميان برده است . آنان اين سخن را تنها به اين سبب گفتند كه جز به منافع و درآمدهاى خود ايمان نداشتند و قرآن اين‌گونه منافع را نمىپذيرد و با آن مىجنگد .
وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ .
قرآن بسان توراتى است كه بر موسى نازل شد و هركدام از اين دو ، پيشوايى است كه هركس را كه بدان ايمان بياورد و برطبق آن عمل كند به حق