پيروى نمىكنم و من جز بيمدهندهاى آشكار نيستم . ( 9 )
بگو : چه مىكنيد اگر قرآن از جانب خدا باشد و شما بدان ايمان نياوريد ؟ يكى از بنى اسرائيل بدان شهادت داد و ايمان آورد ؛ ولى شما گردنكشى مىكنيد . خدا مردم ستمكار را هدايت نمىكند . ( 10 )
و كافران ، مؤمنان را گفتند : اگر در آن خيرى مىبود ، اينان در پذيرفتنش بر ما سبقت نمىگرفتند و چون بدان راه نيافتهاند . خواهند گفت كه اين دروغى ديرينه است . ( 11 )
و پيش از آن ، كتاب موسى راهنما و رحمت بود و اين ، كتابى است تصديقكنندهء آن ، به زبان عربى ، تا ستمكاران را بيمى و نيكوكاران را مژدهاى باشد . ( 12 )
واژگان
فلا تملكون لى : نمىتوانيد از من بازداريد .
تفيضون فيه : دربارهء آن سخن مىگوييد .
البدع : چيزىكه نظير نداشته باشد .
اعراب
« بيّنات » حال از « آياتنا » . « كفروا للحقّ » ، لام براى تعدّى و مجرور ، به « قال » متعلّق است ، نه به « كفروا » نظير : « قال له » . « أم يقولون » « ام » ، براى استفهام مىباشد . « كفى به شهيدا » ، « با » زايد و ضمير فاعل است : « كفى اللّه شهيدا » .
« شهيدا » تميز است .
« بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ »
بهمعناى « بيننا » و به منزلة يك كلمه است . « ما أدرى » ، « ما » نافيه مىباشد . « ما يفعل بى » ، « ما » مبتدا و « يفعل » خبر آن است . « من قبله » متعلّق به محذوف و خبر براى « كتاب موسى » : « كتاب موسى كائن من قبله » . « اماما » حال از ضمير « كائن » . « لسانا » حال از ضمير « مصدّق » و مصدر مؤوّل « لينذر » متعلّق است به « مصدّق » . « بشرى » عطف است بر مصدر مؤوّل : « للانذار و التبشير » .