تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
او در آخرت را اين آيه ترسيم مىكند :
« سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً .
واژهء « صعود » هم به‌معناى سختى و دشوارى مىآيد و هم به‌معناى بالارفتن و افزايش و سياق سخن ، بر هردو معنا دلالت دارد و عذاب هم از لحاظ كمى و هم از لحاظ كيفى ، لحظه‌به‌لحظه افزايش مىيابد .
إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ ،
او دربارهء قرآن انديشيد و نظرش را دربارهء آن به جولان درآورد و سخن دروغ براى آن آماده كرد و آن اين‌كه قرآن جادويى است كه اثر مىگذارد .
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
او در انديشه و طرحش و گفتار و كردارش و تمامى هدف‌هايش مورد نفرين قرار گرفت و چيزى از تكرار نفرين بر ستمكاران و متجاوزان رساتر نيست .
ثُمَّ نَظَرَ ،
پس از آن‌كه انديشيد و طرحى افكند ، به سركردگان قريش نگريست .
ثُمَّ عَبَسَ ،
اخم كرد .
وَ بَسَرَ ،
چهره درهم كشيد و رنگش تغيير كرد .
ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ .
او درحالىكه مىانديشيد قرآن حق است و در آن ترديدى وجود ندارد يقين پيدا كرد . با اين وجود ، از حق روى برتافت و دربرابر آن تسليم نشد .
فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ * إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ .
قرآن سخنى است كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله آن را از جادوگران و كاهنان گرفته است . اين تصويرى كه قرآن از وليد براى ما ترسيم كرده است ، يعنى تصوير انديشه ، طرح ، اخم‌كردن و چهره درهم كشيدن او ، نشان مىدهد كه او واله و حيران بوده كه چگونه دربارهء چيزىكه حقّانيت و درستى آن را باور دارد ، دروغ بگويد .
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ .
ضمير « اصليه » به وليد برمىگردد و سقر از نام‌هاى جهنّم است .
وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ .
« سقر » [ - جهنّم ] به‌قدرى وحشت دارد كه نمىتوان آن را تصوّر كرد و به‌همين دليل ،
لا تُبْقِي ،
هيچ‌يك از جنايتكاران را باقى نمىگذارد .
وَ لا تَذَرُ ،
هيچ نوع عذابى را وانمىگذارد ، مگر آن‌كه آن را بر سر آنان فرود مىآورد .
لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ .
« بشر » دراين‌جا جمع « بشرة » است كه به‌معناى ظاهر