تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧

تفسير

ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً ،
خطاب براى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله است و مقصود از آن ، به اجماع مفسّران ، هشدار به وليد بن مغيره است و معنايش چنين مىباشد : اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله مرا با او وابگذار و به او و دروغى كه بر تو مىبندد ، توجّه مكن ، چون من به تنهايى با او مىجنگم و با انواع عذاب و شكنجه از او انتقام مىگيرم . خداوند بر وليد خشم كرد و اين خشم به بالاترين درجه رسيد ؛ زيرا وليد سركشى و ستم كرد و به نعمت خدا كفر ورزيد و از حق روى برتابيد و دربرابر او و طرفدارانش خودخواهى نشان داد و هركس كه با حق دشمنى كند ، همانند وليد ، مورد اين خشم قرار خواهد گرفت . چه ، به اصطلاح اصوليون ، و صف نشان‌گر عليّت است و ديگر آن‌كه باعث نزول موجب تخصيص عموم آيه نمىشود و مفهوم آن را تغيير نمىدهد ، چنان‌كه پيشتر ، بارها ، به اين موضوع اشاره كرديم . سخن خداوند :
وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً ،
اشاره بدين نكته دارد كه سبب و انگيزهء ستمگرى و تجاوز ، ثروت و فراوانى مال است . چندين آيهء ديگر نيز بدين حقيقت اشاره مىكند از جمله ، آيهء 11 از سورهء مزمّل :
« وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ »
و سخن خداوند كه از زبان يك ستمگر نقل مىكند ، ستمگرى كه به‌عنوان مباهات بر يكى از صالحان مىگويد :
« أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا »
« 1 » ، بزرگ‌ترين گواه بر اثبات اين مدّعا ، سخن خداوند است كه مىگويد : « حقّا كه آدمى نافرمانى مىكند . هرگاه كه خويشتن را بىنياز بيند » . « 2 » با تكيه به اين آيات و امثال آن مىتوان - هرچند از لحاظ فنّى - گفت : اصل در هر ثروتمند آن است كه ستمگر باشد ، مگر اين‌كه عكس آن ثابت شود . در نهج البلاغه آمده است : « چقدر نيكوست فروتنى ثروتمندان براى تهيدستان به‌منظور
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيه 34 . ( 2 ) . علق ( 96 ) آيه 6 .