پوست انسان مىباشد .
« لَوَّاحَةٌ »
دراصل بهمعناى دگرگون كننده است و دراينجا ، مراد از آن ، پخته شدن است :
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها
؛ هرگاه پوست تنشان بپزد ، پوستى ديگرشان دهيم » . « 1 »
عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ .
ضمير « عليها » به « سقر » برمىگردد و
« تِسْعَةَ عَشَرَ »
همان خازنان جهنّم هستند . امّا اينكه آيا مراد از
« تِسْعَةَ عَشَرَ »
يك فرد است ، يا يك نوع است و يا رهبر ؟ خدا بهتر مىداند . نقل كردهاند كه ابو جهل به قريش گفت : مادرتان به عزايتان بنشيند . آيا هر دهنفر از شما نمىتوانند يك تن از اين نوزده تن را مورد حمله قرار دهند ؟ مردى بهنام ابو مشد گفت : من هفده تن از آنها را بسنده مىكنم و شما تنها دو تن از آنها را بسنده كنيد . او اين سخن را با تمسخر گفت ، چنانكه ابو جهل از روى تمسخر گفته بود .
وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً ،
خازنان جهنّم از نوع انسان نمىباشند ، بلكه فرشتگان نيرومند و خشمگين هستند كه جز خداى يگانه ، قهّار و آفريدگار هرچيز ، كسى بر آنان تسلّط ندارد . گويى كسى مىپرسد : هدف از نامبردن تعداد چيست ، با اين كه همين كار باب گمراهكردن و تمسخر را براى كافران باز مىكند ؟ خداوند پاسخ داده است كه نامبردن تعداد ، سه فايده دارد :
1 .
وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا .
آرى ، خدا مىداند كه مشركان هر زمان كه اين تعداد را بشنوند ، مىخندند و تمسخر مىكنند ، با اينوجود ، آن را نام برده است ، تا حق را آشكار كند ، زيرا حق بايد آشكار و بازگو شود ، هرچند تمسخر ريشخندكنندگان را درپى داشته باشد . به بيانى ديگر : خداوند بندگانش را مىآزمايد ، درحالىكه از خودشان نسبت به آنان داناتر است ، آنان را با آسايش و سختى امتحان مىكند . نيز خداوند حق را مىگويد ، تا كارهاى آنها كه بهوسيلهء آن ، سزاوار پاداش و يا مجازات مىشوند ، علنى شود . موضوع نامبردن تعداد ، موجب شده كه حقيقت
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيه 56 .