تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 765

مساهمون:

ص٧٦٥
كشيد . ( 22 ) سپس روى گردانيد و گردنكشى كرد . ( 23 ) گفت : اين ، جز جادويى كه ديگرانش آموخته‌اند ، هيچ نيست . ( 24 ) اين ، جز سخن آدمى هيچ نيست . ( 25 ) زودا كه او را به سقر بيفكنيم . ( 26 ) چه‌چيز آگاهت ساخت كه سقر چيست ؟ ( 27 ) نه هيچ باقى مىگذارد و نه چيزى را وامىگذارد . ( 28 ) سوزانندهء پوست است . ( 29 ) نوزده فرشته بر آن گماشته‌اند . ( 30 ) موكّلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم . و شمار آنها جز براى امتحان كافران نيست . تا اهل كتاب يقين كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل كتاب و مؤمنان شك نكنند و تا آن‌كه در دل‌هايشان مرضى است نگويند . خدا از اين مثل چه مىخواسته است ؟ خدا اين‌چنين هركس را كه بخواهد گمراه مىكند و هركس را كه بخواهد راه نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند . و اين سخن جز اندرزى از براى مردم نيست . ( 31 )

واژگان

مالًا مَمْدُوداً :
مال فراوان .
بَنِينَ شُهُوداً :
فرزندانى كه همراه او هستند و از او غايب نمىباشند . مهّدت : مقام و ثروت او را گسترش دادم .
سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً :
كنايه از شدّت عذاب است . قدّر : آنچه را مىخواست ، آماده كرد . قتل : نفرين بر او باد . بسر : چهره درهم كشيد . يؤثر : روايت مىكنند ، نقل مىكنند .
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ :
به‌زودى او را وارد جهنّم خواهم كرد . عدّتهم : شمار آنها . الفتنة : امتحان و آزمايش . و
الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ :
مراد منافقان است .