كشيد . ( 22 )
سپس روى گردانيد و گردنكشى كرد . ( 23 )
گفت : اين ، جز جادويى كه ديگرانش آموختهاند ، هيچ نيست . ( 24 )
اين ، جز سخن آدمى هيچ نيست . ( 25 )
زودا كه او را به سقر بيفكنيم . ( 26 )
چهچيز آگاهت ساخت كه سقر چيست ؟ ( 27 )
نه هيچ باقى مىگذارد و نه چيزى را وامىگذارد . ( 28 )
سوزانندهء پوست است . ( 29 )
نوزده فرشته بر آن گماشتهاند . ( 30 )
موكّلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم . و شمار آنها جز براى امتحان كافران نيست . تا اهل كتاب يقين كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل كتاب و مؤمنان شك نكنند و تا آنكه در دلهايشان مرضى است نگويند . خدا از اين مثل چه مىخواسته است ؟
خدا اينچنين هركس را كه بخواهد گمراه مىكند و هركس را كه بخواهد راه نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند . و اين سخن جز اندرزى از براى مردم نيست . ( 31 )
واژگان
مالًا مَمْدُوداً :
مال فراوان .
بَنِينَ شُهُوداً :
فرزندانى كه همراه او هستند و از او غايب نمىباشند .
مهّدت : مقام و ثروت او را گسترش دادم .
سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً :
كنايه از شدّت عذاب است .
قدّر : آنچه را مىخواست ، آماده كرد .
قتل : نفرين بر او باد .
بسر : چهره درهم كشيد .
يؤثر : روايت مىكنند ، نقل مىكنند .
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ :
بهزودى او را وارد جهنّم خواهم كرد .
عدّتهم : شمار آنها .
الفتنة : امتحان و آزمايش .
و
الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ :
مراد منافقان است .