تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
4 .
وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً .
جنّيان از جانب خودشان حكايت مىكنند كه برخى از آنان صالح هستند و برخى ديگر غيرصالح و آنها چونان انسان‌ها از طائفه‌ها و مذاهب گوناگونى تشكيل مىشوند . 5 .
وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً .
پس از آن‌كه جنّيان قرآن را شنيدند ، به خدا ايمان آوردند و يقين كردند كه هيچ‌كس از محدودهء قدرت خداوند نمىتواند بگريزد . 6 .
وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً .
مراد از
« الْهُدى »
قرآن است . « البخس » : نقصان . « الرهق » : ستم . معناى آيه چنين است : جنّيان وقتى قرآن را شنيدند ، به تمامى آن ايمان آوردند ، در حالىكه به عدالت خدا يقين داشتند و اين‌كه هركس كارهاى شايسته انجام دهد و ايمان داشته باشد ، نه از ستم مىترسد و نه از شكست . 7 .
وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ .
اين ، دومين تقسيم‌بندى براى جنّيان پس از اسلام آوردن است . امّا نخستين تقسيم‌بندى در آيهء 11 صورت گرفت كه يك گروه صالح و گروه ديگر غيرصالح بودند . اين تقسيم‌بندى با توجّه به دورهء پيش از اسلام انجام گرفته بود و هيچ تفاوتى ميان اين دو تقسيم وجود ندارد ؛ زيرا آنان افراد پاك را پيش از اسلام صالحان ناميدند و همين افراد را پس از اسلام ، مسلمانان نامگذارى كردند .
فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً
كسانىكه اسلام آوردند ، خواستار هدايت شدند و آن را به‌دست آوردند و براى خود كارهاى نيك را برگزيدند و سعادتمند شدند .
وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً .
شيخ اسماعيل حقّى در تفسيرش به نام روح البيان گفته است : « واژهء قاسط به‌معناى ستمگر و عدول‌كنندهء از حق و مقسط به معناى عدول‌كنندهء به حق است . مىگويند : قسط : ستم كرد . اقسط : به عدالت رفتار كرد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 730 | محمد جواد مغنية