اوست . جز او كسى را از غيب آگاهى نيست » . « 1 » نظير اين سخن در جلد چهارم ، در آيهء 18 از سورهء حجر ؛ جلد ششم ، آيهء 7 از سورهء صافات و آيهء 5 از سورهء ملك بيان شد .
2 .
وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً .
ظاهر آيه نشان مىدهد كه جنّيان پيش از آمدن پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله تا جايى از آسمان را بالا رفته بودند و صدا ، يا سخنى را مىشنيدند ، سپس در دورهء حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله آنها را از اين كار ، بازداشتند و اين سخن بدين معنا نيست كه جنّيان پيش از محمّد صلّى اللّه عليه و إله از اخبار غيبى آسمان آگاهى داشتند . هرگز چنين نيست ، بلكه مراد آن است كه آنان چيزى را در آسمان شنيدند و ضرورتى ندارد كه اينچيز ، غيب باشد و حتّى محال است كه از نوع غيب باشد ، چون غيب به نصّ آشكار قرآنكه تأويل نمىپذيرد ، به خداى يگانه اختصاص دارد . به بيانى ديگر : بالارفتن جنّيان و يا ديگران به آسمان ، موجب نمىشود كه آنها از غيب آگاهى پيدا كنند ؛ زيرا آسمان اقامتگاه فرشتگان مقرّب است و با اينوجود ، « آنان گفتند : ما را جز آنچه خود به ما آموختهاى ، دانشى نيست » . « 2 » آيا در آسمان و زمين ، موجودى بزرگتر و محترمتر از حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله در پيشگاه خدا هست ؟ با اينوجود ، وى به تمامى نسلها اعلام مىدارد : « و اگر علم غيب مىدانستم بر خير خود بسى مىافزودم و هيچ شرّى به من نمىرسيد » . « 3 » وقتى بهترين آفريدگان خدا حتّى نسبت به آنچه به خودش مربوط مىشود از غيب آگاهى نداشته باشد ، پس چگونه جنّيان از نيكى و شرّى كه در آينده رخ مىدهد آگاهى دارند ؟
3 .
وَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً .
اين جمله از سخنان جنّيان است و معنايش چنين مىباشد : چگونه انسانهاى نادان گمان دارند كه ما از غيب و آنچه از رويدادهاى نيك و بد كه در آينده رخ مىدهد آگاهى داريم و آن را به كاهنان الهام مىكنيم ، درحالىكه ما نمىدانيم خداوند براى يكى از مردم روى زمين
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيه 59 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيه 32 .
( 3 ) . اعراف ( 7 ) آيه 188 .