غدقا : فراوان .
صعدا : سخت ، دشوار .
اعراب
« حرسا » تميز و « مقاعد » اسم مكان و مفعول فيه است . « أشرّ » مبتدا و جملهء « اريد » خبر آن مىباشد . « منّا » متعلّق به محذوف و خبر براى مبتداى محذوف است .
« دُونَ ذلِكَ »
صفت براى مبتدا : و منا قوم كائنون دون ذلك » . و ان لن نعجز » : انه لن نعجز » .
از اينقبيل است
« لَوِ اسْتَقامُوا » .
« هربا » بهمعناى هاربين ، در موضع حال است .
« يَسْلُكْهُ عَذاباً » .
« عذابا » منصوب ب هنزع الخافض : فى عذاب نظير آيه :
« ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ » .
« 1 »
تفسير
1 .
وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً .
در تفسير آيهء پيشين :
« وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ »
گفتيم : غيبگويان و شعبدهبازان ، مىپنداشتند كه جنّيان خبرهاى آسمان را به آنها منتقل مىكنند . آيهاى كه اينك درصدد تفسير آن هستيم ، اين پندار را رد مىكند و با زبان خود جنّيان و اعتراف روشن آنها مبنى بر اينكه آنان غيب نمىدانند و بهمنظور شنود نمىتوانند به آسمان بالا بروند ، آن را باطل مىكند و دليل ناتوانى آنها در رفتن به آسمان آن است كه اين آسمان پر از نگهبانان و شهابهاى سوزاننده است . خواه اين سخن حقيقت باشد و خواه كنايه از آگاه نبودن جنّيان از غيب ، هدف نخست از آن ، توجّهدادن به اين نكته است كه كاهنان و شعبدهبازان هم بر خدا دروغ مىبندند و هم بر جنّيان . چه ، دانش غيب ويژهء خداى يكتاست : « و خدا بر آن نيست كه شما را از غيب بياگاهاند » . « 2 » « كليدهاى غيب نزد
هامش
( 1 ) . مدثّر ( 74 ) آيه 42 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيه 179 .