سربلندى ، خودشان و اعمالشان را معرّفى و اعلام مىكنند و براى كسانىكه آنان را مىبينند و يا از حالشان جويا مىشوند ، مىگويند : نامهء اعمال ما را بگيريد و بخوانيد .
ما به خدا و روز قيامت ايمان داشتيم و براى اين روز پساندازها مىكرديم .
فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ،
يعنى زندگى پسنديدهاى كه هيچچيزى آن را تلخ و ناگوار نمىكند .
فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ * قُطُوفُها دانِيَةٌ * كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ .
اين سخنان ، تفصيلى است پس از اجمال . گويى كسى مىپرسد : اين زندگى پسنديده چيست ؟ خداوند پاسخ مىدهد : اين زندگى عبارت است از : بهشتى كه شأن و منزلت بلندى دارد ، ميوههايش در دسترس است و آسان خورده مىشود .
فرشتگان به بهشتيان مىگويند : از ميوههاى بهشت جاويدان گوارا بخوريد و از نوشيدنى آن خوش بياشاميد ، تا پاداش كارهاى نيكو و شايستهاى باشد كه انجام داديد .
خداوند با توجّه به لفظ « من » ضمير « هو » در
« فَهُوَ فِي عِيشَةٍ »
را مفرد و با توجّه به معناى آن ، ضمير
« كُلُوا وَ اشْرَبُوا »
را جمع آورده است .
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ .
او كسى است كه حسابرسى و كيفر كردار را [ در دنيا ] تكذيب و بر بندگان ستم كرده است و خداوند از وى بهعنوان كسى تعبير نموده است كه پروندهاش را با دست چپش گرفته باشد ، تا بدينوسيله اشاره كند كه اعمالش با بدى و دشوارى به او بازگشته است .
فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ * وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ * يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ * ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ * هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ .
وى آرزو مىكند كه اى كاش آفريده نمىشد و از گورش دوباره زنده نمىگرديد . او زمانى اين آرزو را مىكند كه بهوقوع عذاب يقين پيدا كرده است و ثروت و مقام و دليل در صورتىكه از آن برخوردار باشد نمىتواند اين عذاب را از وى دفع كند و اين آرزوى او ، آرزوى انسان زيانكار و نااميد است و بهدنبال آن هيچچيزى وجود ندارد ، مگر سخن خداوند به فرشتگان عذاب :
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ؛
دستان او را با زنجير به گردنش ببنديد .
ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ؛
او را در آتش جهنّم بيندازيد .
ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها