تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
من برفت . ( 29 ) بگيريدش ، زنجيرش كنيد . ( 30 ) و به جهنّمش بكشيد . ( 31 ) و او را با زنجيرى به درازاى هفتاد ذراع بكشيد . ( 32 ) زيرا به خداى بزرگ ايمان نداشت . ( 33 ) و به طعام‌دادن به مسكينان كسى را ترغيب نمىكرد . ( 34 ) در آن روز درآن‌جا هيچ دوستى نخواهد داشت . ( 35 ) طعامش چيزى جز چرك و خون اهل دوزخ نيست . ( 36 ) تنها خطاكاران از آن طعام مىخورند . ( 37 )

واژگان

هاؤم : بگيريد و يا بياييد . راضية : زندگىاى كه صاحبش آن را بپسندد . عالية : از لحاظ قدر و منزلت بلند است . دانية : خوردن آن نزديك و آسان شده است .
الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ :
روزهايى كه در دنيا سپرى شده است . القاضية : زندگىاش را از بين مىبرد تا راحت مىشد .
هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ :
تمامى دارايىام از دستم رفت . صلّوه : او را در آتش بيفكنيد . ذرعها : طول آن . لا يحضّ : تشويق نمىكرد . حميم : خويشاوند و يا دوست . غسلين : چرك و خونى كه از بدن‌هاى دوزخيان روان مىشود .

اعراب

« فَأَمَّا مَنْ » :
« امّا » حرف تفصيل . « هاؤم » اسم فعل امر ، به‌معناى خذوا : بگيريد . صاحب البحر المحيط مىگويد : « هاؤم » براى مردان و « هاؤنّ » براى زنان به‌كار
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 674 | محمد جواد مغنية