تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
چگونه بود . ( 18 ) آيا پرندگانى را كه بال گشوده يا بال فراهم كشيده بر فراز سرشان در پروازند ، نديده‌اند ؟ آنها را جز خداى رحمان كسى در هوا نگاه نتواند داشت . اوست كه به همه‌چيز بيناست . ( 19 )

واژگان

ذات الصدور : درون‌ها ، دل‌ها . اللطيف : دراين‌جا از لطف گرفته شده به‌معناى مدارا مىباشد . ذلول : از ذل به كسر ذال گرفته شده به‌معناى نرمى متضاد دشوارى . الذلّ : به ضم ذال ؛ حقارت و خوارى . مناكب الارض : راه‌ها و نواحى زمين . النشور : دوباره زنده‌شدن . تمور : به حركت در مىآيد ، مىلرزد . حاصبا : از حصبت الرجل گرفته شده است ، يعنى سنگريزه به‌سوى او پرتاب كردم . نكير الله : عذاب خدا . صافّات : بال‌هايشان را مىگشايند . يقبضن : بال‌هايشان را به‌هم مىچسبانند .

اعراب

« بالغيب » متعلق به محذوف ، حال از فاعل « يخشون » و در تقدير ، كائنين بالغيب است : از چشمان مردم غايبند .
« أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ » ،
همزه براى استفهام است و « لا » براى نفى . در « يعلم » ضمير است كه به « ربّهم » برمىگردد و « من » مفعول مىباشد و معنايش چنين است : خداوند آفريدگانش را مىشناسد . مصدر برگرفته از
« أَنْ يَخْسِفَ »
بدل اشتمال از
« مَنْ فِي السَّماءِ »
و از اين قبيل است
« أَنْ يُرْسِلَ » .
« اذا »
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 626 | محمد جواد مغنية