چگونه بود . ( 18 )
آيا پرندگانى را كه بال گشوده يا بال فراهم كشيده بر فراز سرشان در پروازند ، نديدهاند ؟ آنها را جز خداى رحمان كسى در هوا نگاه نتواند داشت . اوست كه به همهچيز بيناست . ( 19 )
واژگان
ذات الصدور : درونها ، دلها .
اللطيف : دراينجا از لطف گرفته شده بهمعناى مدارا مىباشد .
ذلول : از ذل به كسر ذال گرفته شده بهمعناى نرمى متضاد دشوارى .
الذلّ : به ضم ذال ؛ حقارت و خوارى .
مناكب الارض : راهها و نواحى زمين .
النشور : دوباره زندهشدن .
تمور : به حركت در مىآيد ، مىلرزد .
حاصبا : از حصبت الرجل گرفته شده است ، يعنى سنگريزه بهسوى او پرتاب كردم .
نكير الله : عذاب خدا .
صافّات : بالهايشان را مىگشايند .
يقبضن : بالهايشان را بههم مىچسبانند .
اعراب
« بالغيب » متعلق به محذوف ، حال از فاعل « يخشون » و در تقدير ، كائنين بالغيب است : از چشمان مردم غايبند .
« أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ » ،
همزه براى استفهام است و « لا » براى نفى . در « يعلم » ضمير است كه به « ربّهم » برمىگردد و « من » مفعول مىباشد و معنايش چنين است : خداوند آفريدگانش را مىشناسد . مصدر برگرفته از
« أَنْ يَخْسِفَ »
بدل اشتمال از
« مَنْ فِي السَّماءِ »
و از اين قبيل است
« أَنْ يُرْسِلَ » .
« اذا »